آخرین اخبار مذهبی

ابن سینا کاملاً پایبند شرع مقدس و سیره فیلسوفان بوده است

ابن سینا کاملاً پایبند شرع مقدس و سیره فیلسوفان بوده است 3062368


به گزارش خبرنگار مهر، همزمان با اول شهریور ـ روز بزرگداشت ابن سینا ـ نشر نی کتابی را با عنوان ابن سینا از مجموعه کتابهای تاریخ و ادبیات ایران (عصر غزنوی) به قلم محمد دهقانی منتشر کرده که در آن به زندگی ابن سینا پرداخته، اما متأسفانه تمام مطالبی را که در زندگی نامه ابن سینا به ناحق وارد شده و گزارش هایی که احتمالا جوزجانی و یا بعدها وارد زندگی نامه ابن سیناشده؛ از میگساری و زن بارگی و … را به عنوان امر مسجل پذیرفته، حتی شک و تردیدی در آن نکرده است. از این دست تهمت زدنها در این اثر بسیار است مثلا اینکه ابن سینا برای فخرفروشی و جاه طلبی دنبال نوشتن کتابهای بسیاری بوده یا درباره به وزارت رسیدنش می نویسد: جاه طلبی سیاسی و … .

ابن سینا کاملاً پایبند شرع مقدس و سیره فیلسوفان بوده است

ابوالفضل شکوری، نویسنده کتاب فلسفه سیاسی ابن سینا و تأثیر آن بر ادوار بعدی در بخشی از کتابش به این اتهامات که در طول تاریخ همواره مطرح بوده، به صورت مفصل و مستدل پاسخ داده که در ادامه از نظر شما می گذرد:

زندگی‌نامه خودنوشت ابن سینا و تکمله آن توسط جوزجانی با همه اهمیتی که دارد عاری از تعارضات درونی نیست و لذا بی نیاز از دقت، تأمل و نقد و بررسی نمی‌باشد. مطلبی که شماری از پژوهشگران در احوال و اندیشه های ابن سینا از آن غفلت نموده‌اند و فقط شمار اندکی از آنان به ابهامات و تعارضات موجود در آن کم و بیش انتباه یافته و آن را یادآور شده‌اند. مجتبی مینوی، جعفر آل‌یاسین و شرف‌الدین خراسانی از جمله این انتباه یافتگانند.

در سرگذشت نامه ابن سینا از قول خود وی و شاگردش جوزجانی راجع به زندگی خصوصی او مطالبی درج شده که زندگی و شخصیت او را برای آیندگان دچار ابهام و تناقض ساخته است، به گونه ای که زمینه خرده گیری های فراوانی از وی را فراهم آورده است. عمده آنها اتهام مصرف شراب، شرکت در مجلس بزم و زن بارگی افراطی است که در زندگی مجلل و شکوهمندانه وی در حاشیه دربارهای مختلف، زمینه این اتهام را فراهم آورده است که گویا او دچار بدکیشی گردیده و سیرت فیلسوفان را نقض کرده و از زی تعادل خارج شده است.

واقعیت این است که با بررسی منابع و محتوای زندگی ابن سینا و سیر تحولات آن، به این نتیجه می رسیم که نقض سیرت فلاسفه با پیشه کردن بدکیشی و ساختارشکنی هنجارهای اخلاقی ابن سینا، به ویژه اتخاذ شیوه زن بارگی و استغراق در لذات نفسانی و نشئه شدن با شراب و امثال اینها، علیرغم اشارات صریحی که در سرگذشت نامه ابن سینا(روایت جوزجانی) به آن شده است، در دوره های جوانی و پیری ابن سینا کاملاً منتفی می باشد و احتمال وجود آن فقط در دوره میان سالی وی می توان جستجو نمود که بنا بر دلایلی که خواهیم گفت آن هم منتفی است و توضیح بیشتر از این قرار است: «وی تا سن ۲۲ سالگی که در دوران اوج گیری و غلبه شهوات در انسان می باشد در درون خانواده پدری و تحت نظارت و مراقبت پدر دلسوزش قرار داشته است و طبق متن سرگذشت نامه او کاملاً در تحصیل، طبابت، مطالعه و عبادت مستغرق بوده است و شبانه روزش با مطالعه، دعا و نماز سپری می شده است که در زندگی نامه اش آمده است. آیا برای چنین شخصی می توان مستغرق شدن در لذات و شهوات دنیوی و خماری، زنبارگی و خوشگذرانی نسبت داد؟ آیا با توجه به اینکه ابن سینا در آن ایام هیچ وقت از مطالعه کتابها و مجالس درس و بحث و حضور در مسجد و نماز و دعا فارغ نمی شده، نمی توان گفت پیاله ای از نوشیدنی نیروبخش و ضد خواب که او مصرف می کرده یک نوع نوشیدنی دارویی و گیاهی ویژه ای بوده که خود وی به عنوان پزشک و داروساز ماهر آن را تهیه کرده بود و از آن به عنوان شراب یاد کرده است؟

چرا که وی که زندگی نامه خود را به زبان عربی نوشته از واژه «خمر» که معادل «می» فارسی می باشد استفاده نکرده، بلکه از واژه شراب که در زبان تازی به معنای مطلق نوشیدنی است، استفاده کرده است، همان واژه ای که در قرآن مجید نیز بارها به صورت مثبت و به عنوان یکی از نعمتهای بهشتی از آن یاد شده است که بهشتیان از شراب طهور یعنی نوشیدنی پاک استفاده می کنند.

مؤید این مطلب که منظور ابن سینا از شراب غیر از خمر مُسکِر می باشد، رساله ای است که از وی به‌نام «منافع الشراب المسمی سکنجبین» به یادگار مانده و او در این کتاب به تشریح منافع شراب سکنجبین پرداخته است که ظاهرا از اصطلاحات پزشکی قدیم است، همان گونه که در طب بقراطی نیز ترکیبات طبی و شربتهایی مانند شراب عسل که مخلوط آب وعسل بوده و عسل مخلل که آمیخته ای از عسل و خل یعنی سرکه بوده است رواج داشته.

همچنین نگارش رساله «خطبه خمریه» توسط ابن سینا که با مصون ماندن آن از گزند حوادث هم اکنون نیز محفوظ مانده است، برهان قاطعی برای اثبات این دیدگاه است که منظور وی از شراب که او میان آن به طور مستمر و مسجد رفتن و نماز خواندن و به راز و نیاز در درگاه خداوند یکتا نشستن منافاتی نمی دیده است، شراب و نوشیدنی حلال دیگری از نوع همان شراب سکنجبین بوده است و نه از نوعی می و خمر و حرام و مست کننده که در شرع و عرف قبیح و ممنوع است. ابن سینا در اول آن رساله چنین می گوید: «خداوندا! برای تو نه شریکی هست که به او پناه ببرم و نه وزیری که رشوتش دهم، در برابر احسان تست که گردن به اطاعت نهاده ام و … و من به حرام بودن این می ـ خمر ـ اعتراف دارم و عذاب و رسوایی آن را می دانم.» آنگاه رساله را با این جملات به پایان می برد: «خداوندا! مرا در زمره متقین که به دور از آتش هستند محشور بگردان! برحمتک یا عزیز.»

اینجاست که علت تألیف کتاب دیگری توسط ابن سینا درباره منفعت‌ها و ضرورت‌های شراب که به رساله خمریه معروف است مفهوم می شود و دانسته می‌شود که شیخ‌الرئیس آن را به عنوان یک کتاب پزشکی و درمان تألیف نمود تا هم منافع و هم مضرات آن را ذکر کند. چنان که خداوند متعال در قرآن مجید نیز برای شراب (خمر) هم منافع و هم مضرات قائل شده، ولی منافع آن را در برابر مضراتش ناچیز اعلام داشته است.

ابن سینا کاملاً پایبند شرع مقدس و سیره فیلسوفان بوده است 1569782220 760

با توجه به اینکه نام کامل آن «رساله سیاسه البدن و فضائل الشراب و منافعه و مضاره» می باشد. خود حاکی از طبی و درمانی بودن آن است وگرنه اصطلاح سیاسه البدن که به مفهوم تدبیر و نگهداری سلامت و تعادل بدن است، در آن به کار برده نمی شد. مضمون و محتوای آن نیز که نسخه هایش از بین نرفته است، مؤید طبی بودن مقاصد مؤلف است.

با توجه به اعترافات شخص ابن سینا در سرگذشت نامه و با در نظر گرفتن مطالب مورد بحث و رساله های مورد اشاره است که در اینجا این سؤال مطرح می شود. آیا اینکه جوانی را که به خاطر علم و عبادت هیچ گاه تمام شب را نخوابیده و روز را جز به مطالعه و جستجوی دانش نگذرانده و این وضعیت چنان در زندگی او وارد شده که این حالات در خواب نیز همراه وی بوده است. به عشرت طلبی و بی بند و باری و لذت جویی نسبت بدهیم، به مکابره و خارج از منطق سخن گفتن نیست؟

ما یقین داریم که ابن سینا تا ۲۲ سالگی که پدرش را از دست داد در لباس فقیهان می زیسته است و نیز بعد از آن که به گرگانج پایتخت خوارزمیان رفت و ۱۴ سال در آنجا ماندگار شد. علیرغم این که پزشک و فیلسوف نامدار شده بود، همچنان لباس فقیهان را بر تن داشت. از طرفی وضع شهر مذهبی بخارا و سرزمین خراسان در آن روزگار را در نظر بگیریم که یک فقیه چگونه می توانسته است به میخوارگی و زن بارگی بپردازد و در عین حال در میان مردم با آن لباس زندگی کند؟

بعد از آن و به هنگام ترک شهر گرگانج به قصد سلطان قابوس در گرگان نیز وی حدودا ۳۲ ساله شده بود و نوبت میان سالی او بود، اغلب در حالت سفر خوف و خانه بدوشی از این شهر به آن شهر می رفته و در محل ثابتی استقرار نداشته است تا به خوشگذرانی بپردازد. او آواره شهرها و روستاهای خراسان و گرگان، ری و قزوین بوده است تا برسد به همدان و در این سفرهای خوف و وحشت، در میان مسلمانان نه زمینه چنین اعمالی فراهم بوده و نه شخص او امکان پرداختن به آن مسائل را داشته است و نه حتی توانسته است ازدواج رسمی کند و خانواده تشکیل بدهد. بنابراین از آغاز جوانی تا رسیدن به همدان و استقرار در آن نسبت دادن خوشگذرانی، میخوارگی و زن بارگی به ابن سینا با واقعیتهای زندگی وی وفق نمی دهد و کاملا مخالف محتوای اصلی سیره وی می باشد.

با توجه به اینکه ابن سینا به هنگام نخستین دیدارش با أبوعبید جوزجانی سی و دو ساله بود، احتمالا طی فاصله گرگان تا همدان با لحاظ اقامتهای کوتاه مدت در ری و قزوین و برخی از شهرهای خراسان، کمتر از پنج سال نباید طول کشیده باشد. بنابراین او وقتی که در همدان استقرار یافت و به صدارت شمس الدوله رسید در آستانه سن پختگی و آغاز سنین پیری خود بوده است. وی ربع آخر عمر خود را در همدان و اصفهان گذراند.

در روایت ابوعبید جوزجانی که تشکیل مجلس بزم، بعد از اتمام مجلس درس در همدان به ابن سینا نسبت داده شده در این سالهاست که پایان میان سالی و آغاز سالخوردگی وی محسوب می شود. ابن سینا در این دوره است که علاوه بر صدارت، وزارت و یا مشاورت و ندیمی امیران دیلمی در همدان و اصفهان، حدود سه چهارم همه کتاب ها و رساله‌های منسوب به وی را تألیف و تصنیف کرده و به تدریس و تربیت شاگردان، همراهی شمس الدوله در همدان و علاء الدوله در اصفهان در سفرهای جنگی شان، شرکت در جلسات مناظرات علمی و حتی تأسیس رصدخانه و اختراع ابزارهای نوین و کاملا بی سابقه رصد و نیز رصد کردن ستارگان نیز پرداخته است.

در رصدخانه ای که وی احداث کرده بود، حدود هشت سال فقط شاگردش أبوعبید جوزجانی، زیر نظر خود وی به رصد ستارگان جهت آزمایش صحت و سقم دیدگاه های بطلمیوس و اصلاح تقویم پرداخته است. هر چند که در همدان و اصفهان به لحاظ بعد فیزیکی امکان دسترسی ابن سینا به زن و می در حد وفور معقول می باشد، ولی آیا با آن همه پرکاری و اشتغالات ذهنی و عملی، وی عملا می توانسته است آن کاره باشد و در عین حال موفق و محترم بماند؟

این در حالی است که آموزه های فلسفی ـ عرفانی، لذت گریز و زاهدانه ای که در کتاب مهم اشارات و رساله های دیگر وی بازتاب یافته است، که از سنین سالخوردگی به ویژه دوران اصفهان باقی مانده، نمی تواند با زندگی عشرت طلبانه و مستغرق شدن در لذات مادی مورد ادعا هماهنگ و سازگار باشد. بنابراین نگارنده همه آنچه را که را از قول أبوعبید جوزجانی در همدان و اصفهان نقل شده، مبنی بر اینکه «هر شی طلبه علم در خانه وی گرد می آمدند و من کتاب شفا و دیگری کتاب قانون را می خواندیم و پس از آن دسته های خنیاگران می آمدند و مجلس بزم و شراب آماده می شد و ما بدان مشغول می شدیم» و یا اینکه وی در اثر افراط در مجامعت در حال بیماری ناتوان شده و در گذشته است؛ مشکوک و بلکه مجعول می دانم. آیا در محیط محدودی مانند همدان آن روز امکان برگزاری چنین جلسه ای از یک عالم و مدرس مشهور علوم متصور است؟ آیا عکس العمل فقهای سخت گیر شهر و همان طلبه علم در این باره چه بوده است؟ آیا این مجلس بزم برای همیشه در خفی صورت می گرفته است و یا در عیان؟ و اگر در آشکار بوده علما و متدینین شهر چه می گفته اند؟ چرا تعارض دیدگاه ابن سینا با یک پیرمرد مدعی فلسفه در همدان فورا معلوم می شود و کانون گفتگو و رد و قبول دیگران قرار می گیرد، تا جایی که ابن سینا برای فیصله دادن به آن مجبور می شود با نگارش نامه ملتمسانه ای به علما و فلاسفه بغداد از آنان استمداد کند، ولی تعارض نظر وعمل ابن سینا راجع به حلیت خمر و بزم آرایی و میخوارگی با مسلمات شرع، صدای هیچ معترضی را بر نمی انگیزد و موجب هیچ گونه گفتگو و جدایی نمی شود؟

روی این اصل است که احتمال قوی هست که برخی از این جملات را معاندان بی شمار ابن سینا در همان روزگاران در نسخه های سیره و سرگذشت نامه وی افزوده باشند تا خوراک مناسبی برای همان خرده گیران انبوه ابن سینا فراهم آورده باشند و او را به خست اخلاقی و نقض سیرت فیلسوفان متهم کنند.

ابن سینا کاملاً پایبند شرع مقدس و سیره فیلسوفان بوده است 1569782220 775

این دیدگاه پژوهشی نگارنده است، ولی برخی از پژوهشگران در حل این تناقض و رفع این ابهام در زندگی ابن سینا نظر دیگری دارند که به خلاصه آن بعدا اشاره خواهیم کرد.

مضافا بر همه اینها که گفته اند، أبوعبید جوزجانی شاگرد ابن سینا و ناقل این مطالب علاوه بر فیلسوف بودن فقه نیز بوده است و صاحب تتمه صوان الحکمه از وی به عنوان الفقیه الحکیم نام برده است. این فقیه بزرگوار به چه انگیزه ای به مدت ۲۵ سال مصاحبت و خدمت مردی را انتخاب کرده بود که از ارتکاب گناهان و معاصی شرعی در ملاء عام ابائی نداشته و در سلک میخوارگی و عشرت طلبان درآمده بود؟ و نیز با توجه به حرمت اشاعه فحشا در نزد فقیهان مذاهب اسلامی که نقل بی پرده معاصی ارتکابی یک فرد برای دیگران نیز از مصادیق روشن آن است، أبوعبید جرا به این صراحت و راحتی آن مطالب درج و برای همه جهانیان منتشر ساخته است؟ اینها سؤالاتی است که تقریبا پاسخ قانع کننده ندارد و صحت این فقرات در سرگذشت نامه ابن سینا را مورد ابهام و تردید جدی تاریخی قرار می دهد.

البته احتمالات دیگری نیز در توجیه شرعی و عرفی این مسائل و تعدیل و تنزیل آنها به سطح قابل قبول عقلی و عرفی وجود دارد که برخی فضلا مانند ذکریا بشیر امام و جعفر آل یاسین مطرح کرده اند. از جمله گفته اند که احتمال هست ابن سینا در این مسأله بخصوص به مذهب حنفیان که اکثریت غالب در خراسان و بخارای سده چهارم بوده اند عمل کرده باشد، چون در فقه حنفی نوعی از مشروب را که نبیذ نامیده می گردد و از عصاره خرما حاصل می شود، حلال شمرده اند، چنان حکیم ابوجعفر بن بانویه صفاری پادشاه سیستان در همان عصر که خود از فلاسفه و عالمان به نام بود و سابقه تحصیلات فقهی نیز داشت از همان شراب مختلف فیه استعمال می کرد.

دکتر آل یاسین معتقد است ابن سینا قطعا تا آخر عمرش خانواده تشکیل نداد و ازدواج رسمی و دائم ننمود، از این رو احتمالا وی نیازهای جنسی خود را به یکی از دو طریق ارضاء می نموده است، یا از طریق مجامعت با کنیزان اهدایی و ابتیاعی که در آن زمان مرسوم بود و از نظر همه مذاهب فقهی نیز حلال شمرده می شود و یا از طریق عمل به فقه شیعه دوازده امامی و انجام دادن ازدواج موقت ـ نکاح متعه ـ و موردی که آن نیز اشکال شرعی دارد و موجب ملامت نمی شود.

در مورد مسأله نوشیدن شراب نیز وی هم احتمال می دهد با توجه به فتوای برخی از حنفیان راجع به حلیت بعضی از انواع «نبیذ» جامعه آن روز مسلمین دچار فساد شده بود و اغلب آن را بهانه قرار داده و مرتکب معصیت می شدند، به طوری که قبح آن کم شده بود. احتمال هست ابن سینا نیز در اوایل عمر خود یا از باب تقلید و همرنگی با جماعت و یا از باب تملق به سلطان وقت دچار شرب خمر شده باشد! که به مرور و به تدریج از آن نظر و عمل عدول و توبه نمود و در اواخر عمر به تصفیه و تهذیب نفس خود مشغول گردید. مثلا ابتدا آن را برای عوام و همگان حرام و برای خواص که اندازه نگهدارند حلال شمرد و یا از باب تشفی و معالجت بیماری و تقویت جسم حلال شمرد و از باب خوشگذرانی و هوسرانی حرام. در مرحله بعدی به حرمت قطعی آن برای عوام و خواص نظر داده و با نوشتن رساله خطبه خمریه» حرمت قطعی آن را اعلام و از اعمال سابق خود توبه نمود.

این توجیه آل یاسین از این نظر مردود می باشد که ما قبلا نشان دادیم، دوره جوانی ابن سینا شاید پاکترین و مذهبی ترین دوره زندگی وی بوده و کاملا از استغراق در لهو و لعب و گناهکاری به دور بوده است.

مضافا بر اینکه ابن سینا در رعایت آداب و ظواهر شرع مقدس اسلام آن چنان جدی و دقیق است که حتی در معالجات بیماران نیز آن را حتی الامکان معمول می داشته است. مثلا وی در بخشی از کتاب قانون که نحوه معالجه بیماران روانی ناشی از عشق ناکام را شرح می دهد، از جمله می گوید با تمهیدات و تلقینات ویژه ای باید چنین بیماران را برای عاشق شدن به کسی غیر از معشوق مورد نظرشان سوق بدهیم، به شرط اینکه آن عشق دوم غیرشرعی نباشد.

اما در مورد نقض سیرت فیلسوفان توسط ابن سینا با در پیش گرفتن زندگی برخوردار از نعمت و رفاه از رهگذر ورود وی به دربارها و معاشرت با امراء و سلاطین و پذیرش مقام وزارت و مشاورت آنان نیز، باید گفت که دیگر فلاسفه نیز با اندک تفاوتی چنین بوده اند. حکیم ارسطو در خدمت اسکندر مقدونی با آن همه ویرانگری و ظلمش بوده است. ابوریحان در خدمت مأمونیان و غزنویان بوده است، ابن مسکویه کتابدار دیلمان در ری بوده است و ابن عمید وزیرشان. ابوحیان توحیدی همجلیس ابن سعدان وزیر بوده و فارابی بزرگ در دربار سیف الدوله حمدانی و ابوالحسن ماوردی در خدمت بویهیان و عباسیان بوده اند. چنان که نخسین فیلسوف مسلمان یعقوب الکندی مقرب خلیفه عباسی معتصم بوده است. همه اینان به نحوی مجبور به این ملازمت بودند، از جمله ابن سینا که واقعا از باب اضطرار به دربارها پناهنده شده و جهت حفظ جان خود مناصبی را نیز پذیرفته بود که هرگز از پذیرش آنها رضایت خاطر نداشت. چنان که خودش بارها به آن تصریح نموده است. وی در نامه ای به یکی از شاگردانش(ظاهرا بهمن‌یار) که بر از بین رفتن کتابهای ابن سینا در حمله غزنویان به اصفهان اندوهگین شده، می نویسد: «اما درباره اندوهت برای ضایع شد کتاب اشارات، باید بگویم نسخه ای از آن در نزد من محفوظ مانده است و اما «المسائل المشرقیه» اکثر آن را نیز آماده ساخته و در اجزائش قرار داده بودم که هیچ کس بر آن آگاهی نداشت و نیز برخی از اجزاء «کتاب الحکمه العرشیه» را در تکه‌هایی فراهم آورده بودم که از بین رفت، هر چند که حجمش زیاد نبود، ولی بسیار کثیر المعنی و پرمحتوا بود دوباره نویسی آن آسان است.

بلی، اعاده کتاب الانصاف ممکن نیست جز اینکه مبسوط نوشته شود و دوباره نویسی آن کار می برد. آن گاه دیگرکی می تواند دوباره نویسی کند و چه کسی فراغت دارد که از باطل به حق و از دنیا به آخرت و از فضول به فضل بپردازد؟ تقدیر، مرا در چنگال های دیگری قرار داده است و نمی دانم چگونه از آن رهایی یابم. من کارهایی واداشته شده ام که از مردان آن نیستم، پاک از علم جدا افتاده ام، گو اینکه آن را از پشت پرده های ستبر می‌بینم و … ». ابن سینا در پایان همان نامه تصریح می کند «من اکنون از زندگی خود ناخشنود و دارای مشاغل نکبت بارم».

بنابراین تا اینجا روشن گردید که ابن سینا در حد توان و طاقت بشری انسانی وارسته و فیلسوفی مهذب و مسلط بر خویشتن و به دور از لذت‌جویی‌های نامشروع و کاملا پایبند شرع مقدس و سیره فیلسوفان بوده است و لذا تهمت نقض سیرت فیلسوفان بر وی راست نمی‌آید. مضافا بر اینکه ابن سینا رساله‌ها و کتاب‌های سودمندی در زمینه‌های اخلاق، موعظه، نیایش، ذکر و نماز دارد که هر کدام از آنها دریایی از معارف و معنویات بوده و بیانگر روح پاک، نیت سالم و منش به‌کیش پدید آورنده اش می باشد.

کتاب «اسرارالصلاه» وی تجلی گاه تسلیم و خضوع یک روح عاشق و پرستنده ای است که تنها با یاد و نیایش پروردگارش آرام می گیرد. چنان که رساله عهد وی نشان از پیمان ناگسستنی او با پروردگارش برای تهذیب و تربیت نفس خود از طریق تعقل، عبادت و پرهیز از محرمات است و در آن به ضرورت پرهیز از استعمال خمر تصریح و تأکید دارد، هر چند که برای دارو و تشفی باشد.*

*علاقه مندان برای مشاهده منابع و مطالعه بیشتر در این زمینه می توانند به کتاب ابوالفضل شکوری، فلسفه سیاسی ابن سینا و تأثیر آن بر ادوار بعدی، انتشارات عقل سرخ، چاپ اول،۱۳۸۴ مراجعه کنند.



منبع : مهرنیوز

Related posts

آشنائی با مجله تهران

رودکسو

استانبول بعد از حمله اخیر همانند شهر ارواح شده است

رودکسو

اظهارنظر پژویان درباره دلایل افزایش قیمت ارز

رودکسو

پیام بگذارید