آخرین اخبار مذهبی

ترجمانی در دسترس/ نکاتی در باب اهمیت ترجمه



به گزارش خبرنگار مهر، متن زیر یادداشتی در باب نکاتی در باب اهمیت ترجمه و ایجاد امکان دسترسی به آن است که در پی می آید؛

۱. دلایل برتری ترجمه بر متن اصلی

ترجمه هنر شکست خوردن نیست بلکه هنر امکان‌هاست

سال‌ها پیش والتر بنیامین، فیلسوف و مترجم برجستهٔ آلمانی، در کتاب ارزشمند خود، «وظیفهٔ مترجم»، از ویژگی ترجمهٔ خوب سخن گفت؛ اهمیت یکسان مترجم به متن مبدأ و متن مقصد. بنیامین معتقد بود ترجمهٔ هر متن در میان خطوط همان متن نهفته است. اما برخلاف بنیامین، برخی اعتقاد داشتند ایجاد متنی به مراتب بهتر از متن اصلی هدف مترجم است.

با وام گرفتن عنوان کتابی که احتمالاً تاثیرگذارترین تفسیر قرن بیستمی از هدف ترجمه است، «وظیفهٔ مترجم»، ایجاد متنی بهبودیافته‌تر از متن اصلی است. منصفانه که نگاه کنیم، این چیزی نیست که والتر بنیامین در وظیفۀ مترجم می‌گوید. 

بنیامین می‌گوید ترجمهٔ خوب همان تأکیدی را بر زبان مقصد دارد که متن اصلی بر زبان مبدأ دارد، بنابراین «ترجمهٔ بالقوهٔ هر متن در میان خطوط همان متن نهفته است.» این ادعا که هدف مترجم پیشرفت متن اصلی است نه تنها در مقابل ایده‌آل‌گرایی بنیامین، بلکه در مقابل خرد جمعی است که می‌گوید ترجمه از اساس امری ناممکن است.

با این همه این خرد کلیشه‌ای در واقعیت کم‌ثمر است. دیوید بلوس، در کتاب شگفت‌انگیز خود با عنوان «آیا یک ماهی در گوش شماست؟»: ترجمه و معنای همه چیز نشان می‌دهد که ترجمه نه تنها ممکن، بلکه متداول است و کاملاً با زندگی روزمرهٔ ما در هم تنیده -از کلاس درس تا بازار اقتصاد بین‌الملل، از دفترچهٔ راهنما تا شعر- و اینکه اگر ترجمه به نوعی ناممکن شود، جهان ویران می‌شود، سریع‌تر از اینکه بتوان گفت «نمیدانم». برای مثال اتحادیهٔ اروپا بیست‌وچهار زبان رسمی دارد؛ هر سند قانونی در این اتحادیه باید به تمام این زبان‌ها ترجمه شود و هر ترجمهٔ رسمی از لحاظ قانونی معادل متن اصلی است.

در اطراف ما ترجمه‌های مختلفی اتفاق می‌افتند، هر لحظه در هر روز و این حقیقتاً یکی از فعالیت‌های بنیادینی است که جهان ما را به هم متصل نگه می‌دارد؛ واضح است که میان تنوع این ترجمه‌ها و مرور مدام این حرف تکراری که ترجمه، این واقعیت ابتدایی و متداول، امری ناممکن است، همواره نوعی کشمکش است. این حرف‌های تکراری اغلب بیش از خود ترجمه فراگیر می‌شوند، تنها بدین دلیل که مترجمان معمولاً ناپیدایند و آثارشان پررمز و راز.

[اما] یک دلیل برتری ترجمه بر متن اصلی، دسترسی‌ای است که تضمین می‌کند. «در جست‌وجوی زمان ازدست‌رفتهٔ» پروست، بدون ترجمه، تنها برای کسانی که می‌توانستند فرانسه بخوانند، رمانی حماسی و جذاب بود. برای باقی ما این کتاب تنها می‌توانست وسیله‌ای باشد برای گذاشتن لای در و باز نگه داشتن آن.

بیشترین وظیفهٔ مترجم این است که دسترسی به اطلاعات را افزایش دهد و اثر آن اطلاعات را در زبان جدید نمایش دهد. یک جملهٔ بامزه دربارهٔ گربه‌ها به زبان ژاپنی نمی‌تواند در زبان انگلیسی هم جمله‌ای دربارهٔ گربه‌ها باشد: البته باید بامزه باشد، آخر لطیفه‌ای که آدم را نخنداند که دیگر لطیفه نیست. پس شاید دلیل دشواری نفس‌گیر ترجمهٔ آثار طنز این واقعیت تلخ باشد که بسیاری از مترجمان بااستعداد چندان شوخ‌طبع نیستند. روی صحنه یا روی صفحه، تفاوت کسی که فقط لطیفه تعریف می‌کند با کسی که مردم را می‌خنداند بسیار زیاد است.

[با وجود چنین مشقت‌هایی برای یافتن معادل‌هایی دقیق و پرظرافت، که همچون کار کارآگاهان سریالهای تلویزیونی، فرآیندی زمان‌بر، موشکافانه و بسیار حساس و در بیشتر موارد موضوعی اخلاقی است،] چه چیز می‌تواند به فردی انگیزهٔ کافی برای انجام چنین کاری بدهد؟ پول؟ نه. دستمزد هر ساعت کار ترجمهٔ ادبی در ایالات متحده اغلب تنها چند سنت می‌شود. جاذبه و آنچه مترجم را از یک لحظهٔ طاقت‌فرسا به لحظه‌ای دیگر می‌برد، فعالیت کاملاً شاعرانهٔ جور کردن یک کلمه یا عبارت و تنظیم دوبارهٔ تغییرات نواختی از زبانی به زبان دیگر است؛ اما در نهایت شما تنها می‌خواهید قلهٔ متن را فتح کنید تا دریابید چطور عمل می‌کند. جرقهٔ این اشتیاقی که به وسواس فکری نزدیک می‌شود چیست؟ وسواسی لازمهٔ این کار دشوار که توقعات از آن فراوان‌اند و دستمزدش ناچیز. گاهی تنها با بازسازی کامل ماشین، روشن‌کردن دوبارهٔ آن و دیدن کار کردنش است که می‌توان به سراغ کار دیگری رفت.

۲. زبان و اخلاق

زبان‌های بیگانه بر تصمیم‌گیری ما در دوراهی‌های اخلاقی تأثیر می‌گذارند

مطالعۀ تازۀ روان‌شناسان دانشگاه شیکاگو و دانشگاه پمپی فابرا در بارسلونا نشان داده است افرادی که از زبان بیگانه استفاده می‌کنند، رویکردی تقریباً فایده‌گرایانه در مواجهه با دوراهی‌های اخلاقی دارند و تصمیمشان بر اساس ارزیابی آن‌ها از بهترین گزینه برای خیر عمومی است. این الگو حتی هنگامی که گزینشِ فایده‌گرایانۀ پیامدِ عاطفیِ مشکل‌سازی به بار می‌آورد، نظیر قربانی کردن جان یک نفر برای زنده ماندن بقیه، نیز به‌کار گرفته می‌شود.

به‌گفتۀ «بواز کیسر» استاد روان‌شناسی دانشگاه شیکاگو: «این کشفْ نتایج مهمی برای همزیستی جهانی ما خواهد داشت، چون بسیاری از افراد قضاوت‌های اخلاقی خود را می‌توانند در هر دو زبان مادری و زبان بیگانه انجام دهند. مثلا فردی که به کشوری انگلیسی‌زبان مهاجرت کرده است و به‌عنوان عضو هیئت منصفه در دادگاه حضور دارد، ممکن است تصمیمی متفاوت از فردی که زبان مادری او انگلیسی است، بگیرد». آلبرت کاستا، روان‌شناس سرآمد دانشگاه پمپی فابرا، اضافه می‌کند «این یافتۀ جدید موجب خواهد شد، تصمیمات و مشورت‌هایی که در مجامعی مثل سازمان ملل، اتحادیه اروپا، شرکت‌های بین‌المللی بزرگ و شرکت‌های سرمایه‌گذاری صورت می‌گیرد را بهتر و راحت‌تر تبیین و پیش‌بینی کنیم.»

این محققان می‌گویند زبان بیگانه سطح عاطفی پاسخ‌ها را کاهش می‌دهد. این امر، هنگامی که بحث تصمیم‌های اخلاقی در میان باشد، موجب فاصله‌ای روان‌شناختی از تعلقات عاطفی می‌شود. تحقیقات قبلی نشان می‌داد همین تاثیرات در حیطۀ تصمیم‌گیری‌های اقتصادی نیز وجود دارد.

در بررسی فوق، این فرضیه که افراد هنگامی که گزینش‌های اخلاقی به زبانی بیگانه ارائه می‌شود، بیشترْ پاسخی با رویکرد فایده‌گرایانه و سطح عاطفی پایین‌تر می‌دهند، از طریق دو آزمایش به‌وسیلۀ دوراهی مشهور «واگن»، به محک گذاشته شد.

از شرکت‌کنندگان آزمایش خواسته شد تا تصور کنند بر روی یک پل عابر پیاده قرار دارند و به مسیر یک واگن نگاه می‌کنند. این در شرایطی است که واگنی که در حال رسیدن است جان ۵ تن را خواهد گرفت. تنها راه نگه‌داشتن واگن این است که فرد بزرگ‌جثه و سنگینی را از پل به پایین و در برابر واگن بیاندازند. این کار موجب کشته‌شدن آن شخص می‌شود اما جان پنج نفر را نجات می‌دهد. به بیان دیگر، افراد مورد مطالعه با این دوراهی مواجه هستند که یا به‌طور عامدانه یک نفر را قربانی کنند، که موجب زیر پاگذاشتن قاعدۀ اخلاقیِ منع کشتن است، یا هیچ کاری نکنند و به این ترتیب اجازه دهند پنج نفر بمیرند.

محققان از افرادی در ایالات متحدۀ امریکا، اسپانیا، کرۀ جنوبی، فرانسه و اسرائیل داده‌هایی گردآوری کردند. از میان تمام این جمعیت‌ها، وقتی دوراهی به زبان بیگانه برای آن‌ها ارائه شد، به نسبت زمانی که به زبان مادری آن‌ها برایشان ارائه شد، درصد بیشتری تصمیم فایده‌گرایانه را اتخاذ کردند- یعنی نجات پنج نفر و کشتن یک نفر.

در حیطۀ زبان بیگانه، به گفته کیسر: «افرادْ کمتر از تلفات بیم دارند، بیشتر به خطرکردن روی می‌آورند و کمتر عاطفی هستند، که این‌ها مرتبط است با اندیشیدن به زبان بیگانه.»

مطابق گفتۀ سایوری هایاکاوا، از همکاران این پژوهش در دانشگاه شیکاگو، نحوۀ آموختن زبان نقشی کلیدی دارد. او می‌گوید: «شما زبان مادری را در کودکی می‌آموزید و این زبان بخشی از خانواده و فرهنگ شما است. اما احتمالاً زبان بیگانه را در شرایطی کمترعاطفی، نظیر کلاس درس، و با تلاش بیشتر آموخته‌اید. محتوای عاطفی زبان غالباً در ترجمه از دست می‌رود.»

کاستا می‌گوید: «این بررسی حاکی از این است که قضاوت‌های اخلاقی می‌تواند متأثر از این باشد که آیا زبانی که مسالۀ اخلاقی بدان زبان عرضه شده‌است، زبان مادری است یا زبان بیگانه. آگاهی از این تأثیر زبان در دوراهی‌های اخلاقی، نقشی اساسی در اتخاذ تصمیم‌هایی آگاهانه‌تر خواهد داشت.»

۳. رابطۀ زبان و تفسیرمان از جهان

آیا ما عالم را در امتداد خطوط ارائه شدهٔ زبان‌های مادری خویش تحلیل می‌کنیم؟

«عالم را در امتداد خطوط ارائه‌شدهٔ زبان‌های مادری خویش تحلیل می‌کنیم.» زبانشناسان این ایده را به یاد بنیامین وورف، زبان‌شناس آمریکایی، «وورفیانیسم» می‌نامند. مک‌ورتر ضمن نقد استدلال وورفی از دیدگاه زبان‌شناختی، نشان می‌دهد که شواهد موجود تا چه حد این اندیشه را تأیید می‌کنندکه زبان‌ها مانند لنزهایی روی جهان تعبیه شده‌اند. اینکه بگوییم زبان و فرهنگ با هم پیوند خورده‌اند و بکوشیم چنین پیوندی را تبیین‌کنیم یک مطلب است و این فرض که زبان شخصْ تعیین‌کنندۀ تجربۀ او از جهان است مطلب دیگری است.

وینستون چرچیل در کتابش «جنگ جهانی دوم» می‌گوید یکی از دلایل شکست مصیبت‌بار ژاپن در نبرد می‌دوی ماهیت دست و پاگیر زبان ژاپنی بود. ایدهٔ نهفته در این ادعا که قائل به این است که زبان سخن گفتن شیوهٔ نگاهمان به جهان را شکل می‌دهد، نظری اغواکننده است. مک‌ورتر در کتاب موجز، قابل فهم و جذابِ خود« فریب زبان» با نگاهی به شواهد نتیجه می‌گیرد که این ایدهٔ رایج اشتباه است. استدلال او قانع‌کننده و کتابش، با وجود اختصار، زمینه‌های بسیاری را پوشش داده است. هر کسی که مجذوب زبان باشد از این کتاب می‌آموزد و لذت می‌برد. 

چنانکه مک‌ورتر بیان می‌کند این تصور که نحوهٔ استفاده از زبان شیوهٔ فهم ما از جهان را مشخص می‌کند شهوت‌انگیز است و در جایی که انتظارش را ندارید این نکته را درمی‌یابید.

ایدهٔ وورفیانیسم به‌طور فشرده در نوشتهٔ وورف در ۱۹۳۹ به این صورت آمده است: «ما عالم را در امتداد خطوط ارائه شدهٔ زبان‌های مادری خویش تحلیل می‌کنیم.»

معنی این عبارت دقیقاً چیست؟ مک‌ورتر مثال می‌زند که زبان روسی برای هر یک از رنگ‌های آبی ملایم و آبی تیره کلمه‌ای جداگانه دارند. با این همه برای رنگ آبی کلمه‌ای وجود ندارد. مک‌ورتر می‌گوید: «در زبان روسی آسمان ومیوهٔ قره‌قاط (blueberry) به رنگ‌های متفاوتی هستند.» آیا این تفاوتی در نحوهٔ دریافت روسی‌زبان‌ها از رنگ آبی ایجاد می‌کند؟ 

بله، در واقع این تفاوت ایجاد می‌شود. آزمون‌های روان‌شناختی نشان می‌دهد که روسی‌زبان‌ها سریع‌تر از انگلیسی‌زبان‌ها قادر به شناسایی اختلافات جزئی رنگ‌ها در طیف آبی هستند. اگرچه اختلاف در زمان پاسخگویی بین روس‌ها و انگلیسی‌ها به کمتر از یک‌دهم ثانیه می‌رسید. 

مک‌ورتر بیان می‌کند که بر اساس همین مقدار کم از حقیقت است که این ابرنظریهٔ اشتباه بنا شده‌است. مک‌ورتر از کسانی است که از این ایده (ایدهٔ «دستور زبان جهانی» که بین همهٔ زبان‌ها مشترک است) انتقاد می‌کند. این ایده با نام زبان‌شناس مشهور نوآم چامسکی توأم شده‌است. زبان‌ها با یکدیگر تفاوت دارند.

مک‌ورتر نشان می‌دهدکه شواهد موجود تا چه حد این اندیشه را تأیید می‌کنند که زبان‌ها مانند لنزهایی روی جهان تعبیه شده‌اند. اینکه بگوییم زبان و فرهنگ با هم پیوند خورده‌اند و بکوشیم چنین پیوندی را تبیین‌کنیم یک مطلب است و این فرض که زبان شخصْ تعیین‌کنندهٔ تجربهٔ او از جهان است مطلب دیگری است. مک‌ورتر فعل آشپزی‌کردن در انگلیسی را مثال می‌زند. در انگلیسی باستان وگونه‌های قدیمی‌تر آن هیچ واژهٔ عامی برای آشپزی‌کردن وجود نداشت. مواد را آب‌پز می‌کردند، بریان می‌کردند، می‌پختند وکارهایی از این دست. این بدان معنا نیست که آنگلوساکسون‌ها نسبت به گویشوران انگلیسی جدید تجربهٔ روشن‌تری از غذاها داشتند. به همین منوال، پیچیدگی‌های دستورزبان ژاپنی نبود که نیروی‌دریایی ژاپن را در معرض هواپیماهای بمب‌افکن درنبرد می‌دوی در سال ۱۹۴۲ قرارداد. زبانی‌ها این‌گونه‌اند. 

اگر این‌گونه باشد، پس این اندیشه که زبان به فکر جهت می‌بخشد به نظر بی‌معنی می‌رسد. پس چرا مردم چنین باوری دارند؟ انگیزه‌ای منطقی در ورای آن وجوددارد: اینکه افراد باهم متفاوتند. 

 «گفتار نو» ابتکار بزرگ جورج اورول در کتاب علمی‌تخیلی ۱۹۸۴ مطرح شده‌است. در این کتاب هر واژه‌ای که به ذهن خطور می‌کند اندیشه‌ای باورنکردنی در خود دارد. این وورفیانیسم تمام‌عیار است. ولی پیوند موجود در جهان واقعی از این هم دقیق‌تر است. به تصور مک‌ورتر زبان به آرامی در ذهن به رقص درمی‌آید. تفاوت‌هایی که در زبان وجود دارد همه جلوه‌های مختلفی از یک چیز واحد است. همهٔ انسان‌ها برای یادگیری مجموعهٔ قواعد دستوری پیچیدهٔ زبان‌های مختلف مانند زبان هاپی، فلامان، ژاپنی و یا یکی از هزاران زبان دیگر ازقوهٔ نطق ذاتی برخوردارند. این یکسانی، همان‌طور که مک‌ورتر با هوشمندی به آن اشاره‌کرده‌است، درخور ستایش است.

این‌ها سه قسمت از سه متن متفاوت بود درباره ترجمه و زبان.

در اهمیت ترجمه بسیار گفته‌اند و بسیار شنیده‌ایم. این‌ها نیز مشتی نمونه خروار از بحث هایی هستند که در باب اهمیت زبان‌های بیگانه و حساسیت ترجمه آنها به رشته تحریر درآمده‌اند.

در ایران نیز ترجمه و تأثیر آن را در برهه‌های تاریخی مشاهده کرده‌ایم. اندیشمندان، مؤسسات مردم‌نهاد، پایگاه‌های خصوصی و دولتی در دوره‌های مختلف اهمیت این مساله را درک کرده و گاهی تمام طول عمر یا فعالیت حرفه‌ای‌شان را صرف آن نموده‌اند.

پیرو راه این گروه، به همت گروهی از دانش‌آموختگان علوم انسانی، موسسه‌ای راه‌اندازی شده‌است که رسالت خود را برقرارکردن ارتباط فکری میان زبان فارسی و دیگر زبان‌های زندهٔ دنیا می‌داند. موسسۀ ترجمان علوم انسانی در این راستا می‌کوشد تا متون کمترشناخته‌شده و جریان‌های به حاشیه رانده‌شده را از میان خیل عظیم متونْ گزینش و با ترجمهٔ آن‌ها دریچهٔ تازه‌ای در جهان اندیشهٔ امروز ایران بگشاید.

فعالیت‌های موسسۀ ترجمان در دو بخش «انتشارات ترجمان علوم انسانی» و «سایت ترجمان» تعریف می‌شود. در سایت ترجمان مقاله، نوشتار، بررسی کتاب و گفتگوهایی قرار می‌گیرند که مجموعه‌ای از آنها بعدتر در قالب کتاب منتشر می‌شوند.خبر حضور این انتشارات در فضای مجازی و در فروشگاههای اینترنتی کتاب مثل آدینه بوک، آی کتاب و کاروژ؛ و دسترسی آسان و سریع به آنها خبری مسرت‌بخش برای علاقه‌مندان و پژوهشگران این حوزه است.

۱. این مطلب که در تاریخ ۷ آوریل ۲۰۱۵ با عنوان Forensic Translation در وبسایت نیشن منتشر شده‌است، با ترجمۀ نجمه رمضانی در سایت ترجمان در دسترس است.

۲. این مطلب که در تاریخ ۳۰ آوریل ۲۰۱۴ با عنوان Using a foreign language changes moral decisions در وبسایت یو شیکاگو نیوز منتشر شده‌است، با ترجمۀ سید احمد موسوی خوئینی در سایت ترجمان ارائه شده‌است.

۳. این مطلب که در تاریخ ۱۹ جولای ۲۰۱۴ با عنوان The Language Hoax by John H McWhorter در وبسایت تایمز منتشر شده‌است، توسط اعظم اسدی ترجمه و در سایت ترجمان ارائه شده‌است.



منبع : مهرنیوز

Related posts

نهاد کتابخانه‌ها و تداوم حرکت رو به جلو

رودکسو

کشتار افراد بی‌گناه در یمن در سکوت مجامع بین المللی غرب صورت می‌گیرد

رودکسو

تصاویر غافلگیرکننده از کیارستمی در ونیز

رودکسو

پیام بگذارید