آخرین اخبار فرهنگی هنری

تلویزیون را باید در قالب یک ترکیب بندی در نظر گرفت/سعی کرده ام علم را تماشایی کنم



آقای صفاریان پور شاید بیشترین چیزی که مخاطبین ما از شما می دانند نحوه ورود شما و برادر دوقلوی شما به تلویزیون باشد؛ اینکه در کودکی یا تقریبا نوجوانی به تلویزیون مراجعه کردید و خواستید درباره نجوم برنامه بسازید و هر چند سر از گروه کودک شبکه دو در آوردید اما برنامه ساختید و این ماجرا تا به امروز ادامه پیدا کرده است. شاید مهم ترین پیامی که از برنامه های شما چه وقتی برنامه علمی می سازید و چه زمانی که برنامه های دیگری را تهیه، کارگردانی یا اجرا می کنید به مخاطب منتقل می شود این است که از دریچه مشخصی از نظریه و تفکر به جریانات کاری تان نگاه می کنید. و این نگاه آغشته به هنر، اهمیت دادن به فرهنگ اجتماعی و وسواس رعایت کردن استانداردهای مشخصی است؛ چگونه این ها را در کنار هم پیش می برید آن هم با محدودیت هایی که برنامه سازی تلویزیونی دارد؟

ببینید هدف گذاری اصلی من برنامه سازی علمی در تلویزیون بوده است، از آغاز تا امروز و اگر در این بین برنامه ای با موضوع دیگری نیز بوده، ردپایی از برنامه سازی علمی در آن ایجاد شده است. پس می توانم نتیجه گیری کنم که من کاری غیر از برنامه سازی علمی در طی این سال ها انجام نداده ام. از برنامه اختصاصا علمی آغاز کرده ام با چاشنی هایی که فقط کمی آن را از حالت صلب و سفت خارج کند و سعی کردم در واقع علم را تماشایی کنم به آن شکلی که در مدرسه و در دانشگاه و سیستم آموزشی ما گفته نمی شود.

ما مسیرمان را به گونه ای انتخاب کردیم که هر طرف کلاس های درسی ما رفت، ما خلاف آن جهت را رفتیم و شاید همین باعث شده که برنامه هایی که در تلویزیون ساختیم تماشایی شوند. زیرا اعتقاد من، نه به عنوان یک نظریه، بلکه به عنوان فردی دردمند و رنج کشیده در این سیستم آموزشی و به عنوان یک مخاطب سیستم آموزشی، این است که سیستم آموزشی ما چیز زیادی که قابل اعتنا باشد و قابل استنتاج باشد برای من آموزش گیرنده نداشته است. در واقع تجربه زیسته من می گوید که در سیستم آموزشی ما اشکالاتی وجود دارد.

و این اشکالات چه چیزهایی هستند؟
صاحبنظران باید بگویند که این اشکالات دقیقا کجا هستند. من می توانم بگویم که در مسیر برنامه سازی علمی سعی کردم آن راهی را پیش بگیرم که در کلاس های درسی ما وجود ندارد. به طور مثال مرور کردن یک پدیده که در زندگی روزمره ما وجود دارد از منظر علم، در سیستم آموزشی ما وجود ندارد و بیشتر شاید بار اصلی را روی آن شکل نظام مند و کلاسیک آموزش دروس در کلاس های درس می بینیم. پس در نتیجه ما از خاصیت اصلی تلویزیون برای برنامه سازی علمی استفاده کردیم؛ یعنی سرگرم کننده بودن.

تصورم این بود که دارم یک سرگرمی برای مردم ایجاد می کنم و نه یک درس مدرسه؛ وقتی شما سرگرمی تان با موضوع علم باشد برنامه سازی علمی اتفاق می افتد و اگر وفادار به مفهوم علم باشید، می توانید در انتقال مفهوم علمی هم موفق باشید. بنابراین جنبه ای که از آغاز برنامه سازی در نظر داشتیم این بوده که آموزش علوم مختلف و یکی از جذاب ترین هایش یعنی نجوم را از طریق دریچه تلویزیون به مردم انتقال دهیم.

تا جایی که می شود تصویرسازی کرد و شبیه به فیلم های مستند ارائه کرد از این شیوه استفاده می کنم و جایی که امکان پذیر نیست، در یک گفت و گوی تلویزیونی این فضا را فراهم می کنم، هر بار به هر شکلی که برای ما امکان پذیر بوده؛ بنابراین نگاهی که ما در برنامه سازی علمی داشته ایم این بوده که مخاطب باید در آن اثرگذار باشد. یعنی از روز اولی که فؤاد و من در تلویزیون کارمان را شروع کردیم، هدف گذاری ما اثرگذاری از طریق تلویزیون بود. برای من این اثرگذاری در قالب ترویج علم است چون شوق اصلی من در برنامه سازی، ترویج و همگانی کردن علم است. امروز و طی این ۱۷-۱۸ سالی که از دوران برنامه سازی ام می گذرد، به تدریج نوع نگاهم هم عوض شده است.

بنابراین من از آن نگاه صرفی که خیال را درگیر خودش می کند به اعماق کیهان و به ژرفای هستی، الان یک مقدار بیشتر پایم روی زمین است به شکلی که وقتی می خواهم به استودیو بروم به جای وسایل معمول، از دفتر کار چرخ تا استودیو با اتوبوس می روم. برای اینکه یادم نرود دارم از دل این جامعه وارد استودیوی تلویزیون می شوم. این چیزی است که اگر راستش را بخواهید من در سال های گذشته به آن توجه نمی کردم و صرفا به فرم برنامه سازی و انتقال مفهومی که سعی داشت علم را به زبان عامه درآورد و ساده کند، توجه می کردم.

حالا در واقع تغییری که ایجاد شده این است که همش نگاه می کنم به اینکه آیا حرف هایی که در تلویزیون می زنم به عنوان مثال درباره یک خودروی مریخ نورد در یک سیاره دیگر، آیا این کمکی به زیست مردم در زندگی روزمره شان می کند؟ در اینکه ممکن است مردم ژرف اندیش تر شوند، در این که بدانند جایگاه هستی چقدر جایگاه بزرگی است، تردیدی نیست ولی وقتی در رفتار مردم که خودم هم یکی از آنها هستم نگاه می کنم می بینم که ما در رفتار اجتماعی روزمره مان با اینکه همه تحصیل کرده هستند و دیگر این روزها همه دانشگاه رفته هستند، کمتر ردی از رفتار منطقی ای که نتیجه تفکر علمی باشد را می بینیم.

کم بودن تفکر علمی در جامعه، چه تاثیری بر کار شما گذاشت؟
آن چیزی که به عنوان ماموریت جدید در برنامه سازی علمی دارم که دگرگون شده از چیزی است که شاید ۱۰-۱۵ سال پیش داشتم، این است که نگاه می کنم ببینم که آیا حرفی که ما در تلویزیون می زنیم می تواند اثری در جامعه داشته باشد که به ایجاد تفکر علمی کمک کند یا خیر. پس سعی می کنم دیگر فقط به این نگاه نکنم که مهم ترین اتفاق علمی ای که در دنیا دارد رخ می دهد را به مردم گزارش دهم و آن مفهوم را انتقال دهم.

به نظر می آید که الان در جامعه، ما دچار یک ورشکستگی در تفکر علمی هستیم، این را با قاطعیت می توانم بگویم. نتیجه آن، تصمیماتی است که در زندگی فردی تک تک ما گرفته می شود که تبدیل می شود به تصمیمات بزرگ در کشور؛ برای ساختن مسکن در کشور ما، برای ساختن جاده و سد در کشور ما، برای توسعه یافتگی ما، که نبود این تفکر علمی امروز باعث شده که کارشناسان به ما بگویند که توسعه ما توسعه پایدار نبوده است. ما یک چیزی را جا انداخته ایم این وسط و آن تفکر علمی در توسعه است. سعی من به عنوان یک برنامه ساز این است که همچنان سرگرم کننده باقی بمانم و همچنان اثرگذار برای اینکه تفکر علمی را در جامعه ترویج کنم.

به «چرخ» برسیم، چرخ چطور شکل گرفت؟
«چرخ» پس از یک سال فاصله از برنامه قبلی ما یعنی ۶۱۸/۱ و در ساختار جدید مدیریتی در شبکه ۴ تلویزیون و بر اساس یک سفارش جدید اتفاق افتاد. ما در گروه برنامه ساز دنبال اسم تک سیلابی می گشتیم از اسم بی نهایت شروع کردیم تا رسیدیم به یکی از اصلی ترین اختراعات بشر؛ «چرخ».

من فکر می کنم تکامل یافته ترین اسمی است که طی این سال ها برای یک برنامه علمی انتخاب شده است چون ما می خواستیم چرخی در دنیای علم بزنیم و زدیم، چرخ معنی حرکت را می داد، پویایی داشت، جلو رفتن، گردش و به نظرم یک اسم تمام عیار بود برای یک برنامه علمی تلویزیونی؛ شما در همه جا چرخ را می بینید، در کائنات، در حرکت یک گیاه به سمت نور، در صنعت، در ساعت و …  

همزمان با یک سالگی این برنامه، فصل جدید چرخ هم به تازگی روی آنتن رفته است. از این یک سال بگویید.
۱۱ مهر سال ۱۳۹۴ چرخ شروع به کار کرد و همزمان با یک ساله شدن چرخ، امروز دویستمین قسمت «چرخ» را روی آنتن می بریم. تجربه بسیار دلچسب، سخت و دشواری بود.

در این یک سال شاهد تغییر سه مدیر در شبکه ۴ بودید.
بله، ما در چرخ تا کنون با سه مدیر جلو رفته ایم و نکته ای که وجود دارد این است که هر سه مدیر کسانی بوده اند که به این برنامه تلویزیونی علاقه داشته اند. این برنامه تلویزیونی برایشان مهم بود و هیچ کدام موافق نبودند که این برنامه تمام شود. امسال ۵۰ سالگی تلویزیون در ایران و ۲۰ سالگی شبکه ۴ سیما است، از این ۲۰ سال من ۲ سال اول را نبوده ام و طی این ۱۸ سال فراز و نشیب های زیادی را در شبکه ۴ شاهد بوده ام و طی آنها خودم تجربه کسب کرده ام. شبکه ۴ از سال گذشته وارد یک مفهوم جدید در انتقال رسانه ای شده است.

ظاهرا از جامعه مخاطبان فرهیخته به جامعه مخاطبان دانا تغییر موضع داده شده است.
بله، شبکه ۴ از شبکه فرهیختگان که سال های سال این عنوان را با خودش همراه داشت، شعارش را به شبکه دانایی تغییر داد. فرهیختگان همچنان در این شعار حفظ شده است اما چیزی به آن اضافه شده و این به نظر من نشان دهنده بلوغ شبکه ۴ در ۲۰ سالگی اش است. اینکه ساختار کلان تلویزیون ایران به این نتیجه می رسد که مخاطب خودش را معطوف به گروه محدودی از تماشاگران تلویزیون نکند و جامعه کلان تری را ببیند، نمی شود واژه فرهیختگی را به همه جامعه تسری داد و تلویزیون را هم نمی شود به یک گروه خاص محدود کرد، بقیه گروه های جامعه که در جستجوی کانال های تلویزیون به شبکه ۴ می رسند تکلیفشان چیست. شبکه ۴ با تغییر ماهیتی که در شعارش ایجاد کرد، به همان هدفی که از آغاز نیز داشت یعنی ترویج دانایی، نزدیک تر شد.  

چرخ قرار است تا چه زمانی ادامه پیدا کند؟

تا زمانی که مخاطبان و مدیران تلویزیون بخواهند.

از برآوردهای رسانه ای، می توان نتیجه گرفت که چرخ در میان برنامه های شبکه ۴ بسیار محبوب است، در نتیجه مخاطبان که هستند، چشم انداز شما چیست؟
ما دست کم تا شب یلدا قرارداد داریم و پیش خواهیم رفت. شاید مثل سه فصل گذشته، همچنان برنامه ادامه پیدا کند به تصمیم مدیران بستگی دارد و البته انرژی ما؛ واقعیت این است که ساختن برنامه علمی ای که روزانه پخش شود و زنده روی آنتن برود و بخشی از محتوای آن، فیلم های علمی کوتاهی است که باید تولید شود و یا بازسازی و ترجمه شود. بخش دیگری هم شامل گفت و گوهای مختلفی است که در استودیوی برنامه صورت می گیرد، آسان نیست.

در این بین طراحی موضوع سخت ترین اتفاق کار است، پیدا کردن فردی متناسب با طراحی، از آن هم سخت تر است و در واقع عمل آوری آن موضوع و آن فرد در اجرای زنده تلویزیونی مرتبه سوم سختی این قصه است. از همه مهم تر اینکه ما قرار گذاشتیم که یک عکس العمل سریع در شبکه ۴ داشته باشیم به اتفاقاتی که در دنیای علم و یا در کل دنیا رخ می دهد به عنوان مثال وقتی المپیک برگزار می شود، دستمایه ای می شود برای اینکه ما از منظر علم به المپیک نگاه کنیم.

در آغاز برنامه «چرخ» ما پوشش لحظه به لحظه ای داشتیم از اعلام جوایز نوبل شیمی، فیزیک و ریاضی و شاید اقبال این برنامه هم همین واکنش نسبت به رویدادهایی است که به زندگی روزمره ربط دارد یعنی ما خودمان را در برنامه چرخ متصل به روز نگه می داریم. بنابراین چرخ یک نگاه واکنش سریع نسبت به رویدادهای روز دنیا، نگاهی به مرزهای دانش، وضعیت توسعه علمی در ایران و دستاوردهای علمی در ایران است؛ فراهم آوری این مجموعه نیاز به گروه جان سختی دارد که بتوانند پیوسته کار کنند. امیدوارم این کار برای ما تبدیل به یک پدیده روزمره نشود؛ من تا چه زمانی ادامه می دهم؟ تا وقتی که برایم روزمره نشود. تا زمانی که شوق داریم ادامه می دهیم.

تا شوق دارید، بگویید که چه تغییراتی را در فصل جدید شاهد هستیم؟
ما با دوجنبه مواجه هستیم یکی اینکه تلویزیون همیشه مشتاق است که کار جدیدی انجام دهد ولی سوال اصلی این است که مگر چقدر می شود کار جدید انجام داد. دیگری اینکه اگر کاری خوب است تماشگر تلویزیون مایل است که همان کار ادامه پیدا کند. بنابراین تغییر خیلی اساسی ای به وجود نیامده است. جزئیاتی تغییر کرده است به عنوان مثال در اجرای برنامه، بیشتر از یک میزبان وجود دارد و میزبانان متفاوتی حضور خواهند داشت. این اصلی ترین تغییر در این فصل چرخ است. هر فرد با نگاه متفاوت خودش در واقع چراغ قوه ای دارد که نور را روی بخش متفاوتی از یک موضوع می تاباند.

دکور برنامه
«چرخ»، دکور معمولی نیست که چشم مخاطب تلویزیون ایران به آن عادت داشته باشد. حتی در برنامه هایی که بودجه خوبی دارند هم عمدتا به نظر می رسد تنها پولی خرج می شود و چنین نکته سنجی هایی در زمینه طراحی و اجرای صحنه به چشم نمی خورد.  
بخشی از آن به طراح دکور و اجرای آن که توسط بهرنگ سهرابی انجام شده است مربوط می شود؛ یک آرشیتکت، یک طراح داخلی که از باقی طراحان صحنه تلویزیونی متمایز است. ما پیشتر در برنامه تیک تاک و برنامه طلوع، تجربه همکاری داشتیم. بهرنگ سهرابی کسی است که متریال را به خوبی می شناسد و در عین حال معماری مدرن و تطبیق آن با زندگی روزمره ما را نیز می شناسد.

ما در خط اول طراحی دکور به این نتیجه رسیدیم که از عناصری مثل خاک، فلز، سنگ و چوب استفاده کنیم؛ به همین دلیل به آجر، ورق های فلزی استیل، میز چوبی بزرگ و دیواره های شیشه ای و این ترکیب کلی عناصر بود. یک روز مدیر شبکه ۴ از من سوال کردند که این طرحی که شما روی کاغذ ارائه کرده اید آیا آنجایی هست که جوان ایرانی امروز برود آنجا بنشیند یک چای بنوشد؟ من به ایشان جواب دادم دقیقا این همان جا است. دقیقا هدف گذاری ما این بود که فضا چیزی متصل به زندگی روزمره مردم باشد، چیزی میان یک آزمایشگاه، اتاق کار یک پژوهشگر شاید، کافه تریا و یا کتابخانه یک دانشگاه البته مسلما وقتی تبدیل به دکور می شود باید متفاوت باشد از چیزی که وجود دارد.

از مبل های راحتی برنامه ای مثل کندو، به نیمکت رسیدید
ریتم «چرخ» تند است و مهمان های مختلفی در آن حضور دارند در نتیجه قرار نبود مهمان در برنامه راحت باشد همه چیز قرار است سریع اتفاق بیفتد. در ضمن می خواستیم آزمایشگاه یک مدرسه را بازسازی کنیم، اینکه بهتر است این فضا چگونه باشد. همه اینها دست به دست هم داد، مثل پلکانی که به بالا می رود که در واقع ما را به جلو می برد.

از حرکت و تکاپوی دکور گفتید، نشانه یا لوگوی چرخ از قضا بیشتر از آنکه در گردش باشد همان که اشاره کردید، رو به جلو است.
وقتی می گوییم «چرخ» یک حرکت دایره ای شکل به ذهن می رسد ولی لوگوی ما همانطور که گفتید یک لوگوی کشیده و در عین حال پویا، در حرکت و رو به جلو است. مهدی میرباقری در شکل فرمی، غیر از یک دایره کوچک از عنصری استفاده نکرده است اما در لوگوتایپ طوری طراحی کرده است که ما از آن حالت اولیه که به ذهن می رسد فاصله بگیریم و در یک خط افقی حرکت و پویایی را داشته باشیم. لوگو در پیوند با دکور است، دکور در پیوند با مفهوم برنامه است.

به نظر می رسد آن چیزی که دکور را شاخص می کند پیوندش با همه عناصر دیگر برنامه است و در بیانی کلی وجود هارمونی در میان عناصر مختلف برنامه است. تلویزیون را باید در قالب یک ترکیب بندی در نظر گرفت و چیزی که شاید کمتر در تلویزیون دیده می شود همین است؛ در واقع هر تکه به شکل یک ماژول جدا دیده می شود و تهیه کننده نهایتا کار را به یک طراح می سپرد در صورتی که این کافی نیست. من و فؤاد به عنوان کارگردان های این پروژه در آغاز، با تک تک طراحان برنامه، طراح دکور، طراح لوگو، طراح نور و … وارد مذاکره شدیم و صحبت کردیم تا به ایده اصلی ای که در پیوند بودن عناصر برنامه بود، برسیم.

به نور اشاره کردید، نورپردازی صحنه نیز از نکات قوت آن بوده است. نور آبی در میان گرمای رنگ چوب، چراغ فلزی بزرگ و …
بله، حسین حاتمی طراح نور برنامه، فردی است که طراحی های متفاوت تری انجام داده است. در ظاهر شاید به نظر بیاید شبیه به هر برنامه دیگری است کما اینکه ما با همان وسایلی کار کرده ایم که برنامه های دیگر در همان استودیو کار می کنند.

آنچه طراحی را متمایز کرده است نحوه فکر کردن و استفاده کردن از آن وسایل است که در طراحی نور خودش را نشان می دهد و اگر دکور خوب است، نورپرداز هم درست نورپردازی کرده و تصویربردار ما نیز قاب های مناسبی را انتخاب کرده است. 

اکسسوری های دکور هم از نکات مورد علاقه مخاطبان «چرخ»است
بله، هر کدام از این وسیله ها در فاصله های مختلف برنامه و به فراخور موضوع جا به جا می شوند و در نتیجه مخاطبی که برنامه را می بیند یک نمای کلی آشنا می بیند با جزئیاتی که در تغییر هستند.  

شاید مهم ترین نکته در «چرخ»، لبریز بودن از جزئیات است. از لیوان روی میز و ویتامین جوشان درون آن تا نحوه لباس پوشیدن شما.
مسئله اینجا است که ما با مخاطب عادی ای رو به رو نیستیم با مخاطبی رو به رو هستیم که به کوچکترین جزئیات برنامه نیز توجه دارد و نسبت به آن عکس العمل نشان می دهد. به عنوان مثال یک روز به طور اتفاقی نور آبی مخفی در دکور قطع بود، مخاطبان پیام داده بودند که چرا چراغ خاموش بود. همان طور که گفتید ما حتی به درون لیوان هم فکر کردیم، همان جوشیدن قرص در عین ایجاد تفاوت با شربت های رایج، جلب توجه هم می کند. در نتیجه وجود مخاطبان ریزبین، چه چیزی برای تولیدکننده محصول جذاب تر از اینکه حالا که مخاطبش به جزئیات توجه دارد، او هم جزئیات بیشتری ارائه کند.

اطلاع رسانی شما در فضای مجازی هم بسیار مورد توجه بوده است؛ تهیه فیلم هایی پیش از برنامه در قالب پیش خبر که شما را در فضاهای مختلفی نشان می دهد و از آنچه در برنامه آن روز اتفاق می افتد سخن می گویید.
ببینید تلویزیون در دنیای امروز، نه تنها شبکه ۴ و یا شبکه های داخلی ایران بلکه همه شبکه هایی که توسط یک کنترل در اختیار مخاطب قرار دارند، نیاز دارد از فرصت رسانه های دیگر برای تبلیغ و آگهی کردن خودش استفاده کند به همین دلیل برای اینکه بیننده ما بتواند ما را پیدا کند سعی کردیم از همه قابلیت ها استفاده کنیم.

در این بین فکر کردیم به جای صرفا نوشتن اخبار، کمی متفاوت عمل کنیم و بخشی از پشت صحنه و یا فضاهایی که من در آنها حضور دارم را به صورت آگهی ویدئویی به نمایش دربیاوریم و خبر را به این صورت اعلام کنیم. حالا من یک روز در دندانپزشکی هستم، یک روز خشکشویی، یک روز دفتر کار چرخ و یا در پشت صحنه برنامه هستم. به این ترتیب بیننده ما را بخشی از خودش می داند و با روند کار نیز آشنا می شود، این طراحی ای بود که در ساختار اطلاع رسانی برنامه شکل گرفت.

با وجود باقی ماندن خیل کثیری از جزئیات، نکته پایانی از نظر شما؟
رکن بسیار مهم در برنامه چرخ، ویراستاری علمی است. صحت علمی برای ما رکن بسیار مهمی است. ما داریم انتقال مفاهیم علمی را انجام می دهیم در این انتقال که بار ما بار شیشه است، اگر بی دقتی شود ممکن است باعث ایجاد ترک و شکستگی در یک کالای با ارزش شود که آن کالای با ارزش، علم است.

بنابراین ما در اطلاع رسانی علمی باید خیلی ظریف عمل کنیم. ما در انباشت اطلاعات امروز، از اعتماد مخاطبانمان حراست می کنیم و اگر در این انتقال مفهوم اشکالی به وجود بیاید آن را تصحیح می کنیم همانطور که در یک مورد پیش از این صورت گرفته است.
 
گفتنی است، برنامه «چرخ» به تهیه کنندگی، کارگردانی و اجرای سیاوش صفاریان پور، از شنبه تا چهارشنبه هر روز ساعت ۱۹ از شبکه ۴ سیما پخش می شود.



منبع : هدانا

Related posts

جنجال بر سر توزیع رایگان کتاب معروف هیتلر در ایتالیا

رودکسو

بارسلونا ۲-۰ سویا؛ کاتالان‌ها دومین جام فصل را در مادرید فتح کردند

رودکسو

دختر بی پناهی که اگر جراحی نشود، می میرد

رودکسو

پیام بگذارید