آخرین اخبار مذهبی

فلسفه تحریم احتکار در اسلام از منظر آیت‌الله مکارم شیرازی



فلسفه تحریم احتکار در اسلام از منظر آیت‌الله مکارم شیرازی


دین و اندیشه > دین – همشهری آنلاین:
آیت‌الله مکارم شیرازی مرجع تقلید در یادداشتی ضمن پرداختن به فلسفه تحریم احتکار در اسلام، بر اهتمام به اصول اخلاقی اقتصادی در عرصه توزیع و نفی انحصارطلبی و ویژه‌خواری در نظام توزیع تاکید کرد.

به گزارش همشهری آنلاین، متن یادداشت آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی در ادامه آمده است:

اقتصاد در اسلام بر خلاف تفسیرهاى ناآگاهانه و برداشت‌هاى نادرستِ افرادى که بدون داشتن صلاحیت علمى، احکام اسلام را به غلط تفسیر مى‌کنند و به امور مالى همچون شى پلید نظر دارند؛ از اهمیت فوق‌العاده‌اى برخوردار است به گونه‌اى که در نگاه دین، قوام سیاسى و اجتماعى جامعه اسلامى، در گرو قوام و ثبات اقتصادى آن است و زندگانى دنیا مقدمه و زمینه‌ساز حیات آخرت است.[۱]

از این رو تحقق اقتصاد سالم از اهمیت ویژه‌اى برخوردار است، و عواملی که موجبات به هم ریختگى نظام اقتصادى شود [۲]و به جاى آن یک اقتصاد نامتعادل و توأم با استثمار و ظلم و فساد به وجود آورد به شدت نفی شده است.[۳]

در این میان احتکار از بدترین مفاسد اقتصادى است که اسلام از آن به شدت نهى کرده است.[۴]اکنون براى درک فلسفه تحریم احتکار در اسلام شایسته است به بخشى از آیات و روایات الهی که در این زمینه وارد شده نظری افکنیم تا دیدگاه اسلام را توأم با بیان فلسفه این حکم از درون آنها استخراج کنیم.[۵]

احتکار در اصل از ریشه «حُکر» به معناى ذخیره‌سازى و نگه داشتن و انباشتن [۶] و در اصطلاح فقها به معناى «خریدارى اجناس به هنگام گرانى و نیاز مردم؛ و نگهدارى و انبار کردن آن براى افزایش قیمت است».[۷]،[۸]

لذا احتکار به معنى انبار و حبس کردن اجناس مورد نیاز مردم، به ویژه محصولات کشاورزى و مواد غذایى، به منظور بالا رفتن قیمت آن است.[۹]،[۱۰]

این عمل اختصاص به جنس خاصى ندارد، گرچه بعضى از فقهاى اسلام در مورد احتکار به «قوت» بودن و خوراکى بودن آن اشاره کرده‌اند؛[۱۱] ولى آنچه از نصوص به دست مى‌آید حبس هر گونه «مایحتاج عمومى» که باعث زحمت مسلمانان [۱۲]و «فلج شدن» جامعه شود «احتکار» محسوب شده و شرعاً حرام است.[۱۳]،[۱۴]

«احتکار» نوعى مال‌اندوزى موقت است که به منظور رسیدن به ثروت‌هاى بیشتر صورت مى‌گیرد و براى سرمایه‌داران و صاحبان نقدینگى، که مى‌توانند به این وسیله در فرصتى کوتاه بدون زحمت زیاد به ثروت‌هاى هنگفت دست یابند، بسیار وسوسه‌انگیز است.[۱۵]

همچنین منظور از احتکار ذخیره کردن مایحتاج عمومى در زمانى است که عرضه، نسبت به تقاضا کم باشد تا از این [۱۶]طریق افزایش قیمت حاصل شود و منظور از انحصار در چرخه تولید آن است که تولید یک کالاى مورد احتیاج عموم در اختیار فرد یا گروه خاصى قرار گیرد و منظور از انحصار در چرخه مصرف آن است که بازار مصرف کالاهاى مورد نیاز مردم در اختیار فرد یا گروه خاصى قرار بگیرد که تمام اینها مى‌تواند سبب افزایش قیمت به صورت کاذب شود.[۱۷]

  • اهتمام به اصول اخلاقی اقتصادی در عرصه توزیع

همان‌گونه که اخلاق در مجموعه شریعت و احکام اسلامى تنیده شده، با مسائل اقتصادى اسلام نیز پیوند محکمى خورده است.[۱۸] حاکمیت اخلاق در داد و ستد آنچنان در اسلام اهمیت دارد که دستورات و سفارش‌هاى فراوانى در منابع دینى آمده است که همه آنها حاکى از اهمیّت پیوند اخلاق با اقتصاد در اسلام است. [۱۹]

اهتمام به رعایت عدالت در نظام توزیع ثروت، گویاى این حقیقت است که اسلام با مدیریت صحیح خود، از تجمیع ثروت در دست گروه خاصّى پیشگیرى کرده است.[۲۰]،[۲۱] و اگر اخلاق در لایه‌هاى مختلف اقتصاد حاکم شود، یعنى تولید کالا، توزیع کالا و مصرف کالا همه آمیخته با اصول اخلاقى گردد، بى‌شک روز به روز فاصله زیاد بین فقیر و غنى کم مى‌شود، و به طور طبیعى ثروت به طور عادلانه در میان همه مردم توزیع مى‌گردد.[۲۲]

توأم بودن مسائل اخلاقى با مسأله سود و ربح معامله نیز در اسلام کاملًا مشهود است؛ در روایت معروفى از امیرمؤمنان على علیه‌السلام آمده است که سود معامله باید به شکلى باشد که نه به تولیدکنندگان و فروشندگان زیان برسد و نه براى مصرف‌کنندگان؛ یعنى رعایت عدالت در این زمینه بشود. آن حضرت در فرمان مالک اشتر فرمود: «ولیکن البیع بیعاً سمحاً بموازین عدل وأسعار لاتُجحف بالفریقین من البایع و المبتاع ؛ باید معاملات آمیخته با بزرگوارى باشد، با موازین عادلانه و نرخ‌هایى که نه براى فروشنده مایه اجحاف است و نه براى خریدار».[۲۳]،[۲۴]

این درست به عکس چیزى است که در دنیاى امروز معمول است که فروشندگان در بالا بردن قیمت‌ها تا آنجا که در توان دارند اصرار مى‌کنند.[۲۵]

این مسأله مهم در حالی است که در اقتصاد لیبرالی ساز و کارى براى مبارزه با چالش‌های اقتصادی همچون احتکار پیش‌بینى نشده و تفکّر مادّى اجازه توزیع عادلانه ثروت را نمى‌دهد، از این رو با اینکه امروزه عموم کشورها از همین اقتصاد مختلط الگو گرفته‌اند؛ ولى همچنان از مشکلات فراوانى رنج مى‌برند، بلکه در حال حاضر شاهد سونامى‌هاى سهمگینى هستیم که ارکان این نوع از اقتصاد را به لرزه درآورده است.[۲۶]

امّا اسلام داروى این درد جانکاه را همچون سایر آلام بشر ارائه کرده است و آن این که مسائل اقتصادى باید با اصول اخلاقى آمیخته شود، و اقتصاد منهاى اخلاق ممنوع گردد. لذا در یک دستور عام و کلّى از امام على بن موسى الرضا علیه‌السلام مى‌خوانیم: «… واستعمل فی تجارتک مکارم الأخلاق، والأفعال الجمیله للدّین والدّنیا؛ در تجارت خود اخلاق کریمانه و کارهاى زیبا براى امور دین و دنیا را به کار بند».[۲۷]

در موارد مشخّص نیز دستورات و روایات متعدّدى در این زمینه وارد شده است از جمله در عهدنامه مالک اشتر ،که امام علیه‌السلام به آن حضرت دستور داد: «امْنَعْ مِنَ الاحْتِکارِ فَانَّ رَسُولْ اللَّهِ صلى الله علیه و آله مَنَعَ مِنْه، وَلْیَکُنْ الْبَیْعُ بَیْعاً سَمِعاً بِموازینَ عَدْلٍ، وَ اسْعارٍ لاتُجْحِف بِالْفَریقَیْنِ مِنَ الْبائِعِ وَ الْمُبْتاعِ، فَمَنْ قارَفَ حُکْرَهً بَعْدَ نَهْیِکَ ایّاهُ، فَنکِّلْ بِهِ وَ عاقِبْهُ فى غَیْرِ اسْرافٍ؛«از احتکار به شدّت جلوگیرى کن که رسول خدا از آن منع فرمود، و باید معاملات با شرایط آسان صورت گیرد، با موازین عدل و نرخ‌هایى که نه به فروشنده زیان رساند و نه به خریدار؛ و هرگاه کسى پس از نهى تو از احتکار، به آن دست زند او را مجازات کن، مجازاتى که بیش از حدّ نباشد».[۲۸]

تأمل در این روایت نورانی نشان می‌دهد مسلمانى که پا به عرصه مسائل اقتصادى مى‌گذارد، هم در مرحله تولید، و هم داد و ستد و هم در مرحله مصرف باید اخلاق را مراعات کند. او آزاد نیست که هر گونه خواست تولید کند و به هر شیوه‌اى خواست داد و ستد نماید و به هر صورتى که مایل بود مصرف کند، بلکه باید اخلاق را اعم از الزامى و غیر[۲۹]الزامى بر این تکاپوها حاکم سازد.[۳۰]

به بیان دیگر او آزاد است که به شکل معقول و هماهنگ با اصول اخلاقى از اموال خود و از نعمت‌هایى که خدا در اختیار او قرار داده است، بهره‌گیرى نماید.[۳۱]

  • مبارزه با احتکار در سایۀ حفظ نظام و منع اختلال در آن

مى‌دانیم هر منطقه‌اى در روى زمین، تولیدهاى کشاورزى و صنعتى خاص خود را دارد و اگر این تولیدات به مناطق دیگر منتقل نشود هم آنها گرفتار خسارت فوق‌العاده مى‌شوند و هم مناطق دیگر محروم مى‌مانند و اگر نقل و انتقال تجارى صورت نگیرد یک منطقه ممکن است نسبت به چیزى گرفتار قحطى و منطقه دیگر دچار فزونى بى حد و حساب شود. بازرگانان نقش تعدیل اقتصادى را در کشورهاى جهان و در شهرهاى مختلف یک کشور دارند و آنها که [۳۲]براى این کار به نقاط دور و نزدیک مى‌روند گاه حتى جان خود را نیز به خطر مى‌افکنند.[۳۳]

درست است که آنها دنبال منافع خویش‌اند؛ ولى در کنار تأمین منافع شخصى یک منفعت بزرگ اجتماعى براى مردم یک کشور یا کشورهاى مختلف جهان دارند. آنها به مجرد اینکه احساس کنند فلان جنس در فلان منطقه نسبت به منطقه دیگر ارزان‌تر است به سوى آن منطقه هجوم مى‌آورند و اجناس اضافى آن منطقه را به منطقه‌اى که آن جنس کمیاب است مى‌برند تا سودى عایدشان شود؛ ولى این سود انگیزه‌اى براى بهره‌مندى هر دو نقطه مى‌گردد.[۳۴]

ولى گاه مى‌شود که تجار از مسیر سالم خود منحرف شده براى دستیابى به سود بیشتر بازار سیاه ایجاد مى‌کنند یا به سراغ احتکار مى‌روند یا با ایجاد واسطه‌هاى غیر ضرورى عملًا نرخ کالاها را بالا مى‌برند یا براى اهداف سیاسى،[۳۵]کشورى را در محاصره اقتصادى و به صورت ابزارى براى دست سیاست‌مداران قرار مى‌دهند و گاه بالعکس سیاست‌مداران به صورت ابزارى در دست آنها عمل مى‌کنند. آن‌گونه که در ماه‌های اخیر در کشور به دفعات این نقیصه مشاهده شده است.[۳۶]

احتکار از آنجا که از روشن‌ترین مصداق‌هاى ظلم و بدرفتارى است موجب می‌گردد توده‌هاى مردم در تنگناى اقتصادى قرار گیرند و در نهایت سبب نارضایتى آنها از حکومت مى‌شود همان چیزى که ممکن است به شورش‌هاى خطرناک و تضعیف نظام بینجامد.[۳۷]

بی‌شک این امور لکه ننگى بر دامان برخی مسئولان خواهد بود و دلیل بر بى‌کفایتى و عدم مدیریت آنان، زیرا حل مشکلات اقتصادى از مهمترین یا مهمترین وظیفه حکومت برای تقویت نظام اسلامی است و اگر دولتمردان و دستگاه قضا در این قسمت وا بمانند دستاوردهای بی‌بدیل نظام مردم را راضى نخواهد ساخت.[۳۸]

اینچنین است که امیرمؤمنان علیه السلام در فرازهایی خطاب به مالک فرمود: «وَاعْلَمْ مَعَ ذَلِکَ أَنَّ فِی کَثِیرٍ مِنْهُمْ ضِیقاً[۳۹] فَاحِشاً، وَشُحّاً[۴۰]قَبِیحاً، وَاحْتِکَاراً لِلْمَنَافِعِ، وَتَحَکُّماً فِی الْبِیَاعَاتِ [۴۱]، وَذَلِکَ بَابُ مَضَرَّهٍ لِلْعَامَّهِ وَعَیْبٌ عَلَى الْوُلَاهِ؛بدان با تمام آنچه گفتم در میان آنها (تجار و صنعتگران) جمع کثیرى هستند به شدّت تنگ نظر و بخیلِ زشت کار و احتکارکننده مواد مورد نیاز مردم و اجحاف‌کننده در تعیین قیمت‌ها و اینها موجب زیان براى توده مردم و عیب و ننگ بر زمامدارانند».[۴۲]

  • نفی انحصارطلبی و ویژه‌خواری در نظام توزیع

از بعضى از احکام و آداب در نظام اقتصادى اسلام به دست مى‌آید که نباید شرایط به گونه‌اى تنظیم شود و فعالان اقتصادى به اندازه‌اى آزادى داشته باشند که بستر انحصار در تولید و عرضه کالا و خدمات فراهم شود، بدین معنا که تنها یک بنگاه یا فرد تولیدکننده یا فروشنده کالا یا خدمت، تولید یا عرضه کالا و توزیع در بازار را در اختیار داشته باشد و دو عرصه تولید و عرضه، از رقابت سالم خارج شود.[۴۳]

حال آنکه نظام توزیع ثروت و درآمد در اسلام به گونه‌اى شکل گرفته که در صورت اجراى آن، نیازهاى اساسى و حیاتى هر فرد به غذا، پوشاک، مسکن، آموزش و بهداشت تأمین مى‌گردد.[۴۴]

در این میان نباید از نقش حیاتىِ تاجران و واسطه‌هاى در توزیع غفلت کرد، زیرا آنان هر چند به طور مستقیم در تولید کالا نقش ندارند؛ ولى از آنجا که کار و فعالیت‌هاى اقتصادى آنها، انتقال کالا و رساندن آن از مراکز تولید به دست مصرف‌کننده است، از نظر علم اقتصاد از خدمات شمرده شده و به نوعى کار تولیدى محسوب مى‌گردد.[۴۵]

لذا آنچه به عنوان «حرمت احتکار» از آن یاد می‌شود در حقیقت مربوط به تاجران و بازرگانانى است که مى‌خواهند عرصه بازار را در اختیار خود بگیرند و همه کالا یا فراورده‌هاى غذایى را یکجا خریدارى کنند تا عرضه آن را منحصر به خودشان سازند در حالی که در روایت می‌خوانیم: «… وانما النهى من رسول اللَّه صلى الله علیه و آله عن الحُکره أنّ رجلًا من قریش یقال له حکیم بن مزاحم کان اذا دخل المدینه طعام، اشتراه کلّه فمرّ علیه النبى صلى الله علیه و آله فقال له: یا حکیم ایّاک وان تحتکر؛…همانا رسول خدا (ص) احتکار را زمانی نهی فرمود که مردی از قریش به نام «حکیم بن حزام» هر طعامی که داخل مدینه می‎شد همه آن را خریداری می‎کرد، پیامبر اکرم (ص) بر وی گذشت و فرمود: ای حکیم، برحذر باش از اینکه احتکار نمائی».[۴۶]

  • مبارزه با پدیدۀ شوم فقر

بی‌شک یکى از اسباب شیوع فقر در جامعه بشرى اجحاف‌هایى است که از سوى تولیدکنندگان و فروشندگان و واسطه‌ها نسبت به مصرف‌کنندگان [۴۷] مى‌شود؛ آنها با انواع حیله‌ها و ایجاد بازار سیاه، درآمدِ کم قشرهاى نیازمند را از طریق قیمت‌هاى غیرعادلانه تملّک مى‌کنند و آنها را به خاک سیاه فقر مى‌نشانند.[۴۸]

لذا یکى از عوامل مبارزه با فقر نیز همین مسئله است. از آن جهت که همه فعالیت‌هاى اقتصادى که به زیان جامعه یا گروهى از مردم تمام مى‌شود، از نظر اسلام ممنوع است؛ احتکار و انبار کردن مواد مورد نیاز مردم براى درآمد بیشتر، تحریم شده است و در مورد سود کالا نیز توصیه شده است که به حداقل آن که زندگى فروشنده را تأمین مى‌کند قناعت شود؛ بنابراین ایجاد بازار سیاه در اسلام ممنوع است.[۴۹]

از این رو اسلام به حکومت اسلامى توصیه مى‌کند که مسئله فقرزدایى را در رأس کارهاى خود قرار دهد و با استفاده از راهکار مبارزه با احتکار و تعیین قیمت در صورت لزوم و دعوت به ساده زیستن با فقر مبارزه کند.[۵۰]

امروز نیز اگر جوامع اسلامى بخواهند عزت و احترام و سربلندى و استقلال خویش را باز یابند باید از طریق همکارى با یکدیگر به استفاده از تمام منابعى که خدا به صورت فراوان در اختیار آنان گذاشته است با فقر مبارزه کنند.[۵۱]

  • مقابله با انباشت ثروت و پیشگیری از تشکیل بازار سیاه

اسلام، براى تولید و ثروت‌افزایى، و تحصیل مالکیّت آن حدود و ثغور خاصى قائل شده است، و آن را در چارچوب قراردادهاى ویژه‌اى از عقود و ایقاعات، به رسمیت مى‌شناسد و از تمام شیوه‌هاى تولیدىِ نشأت گرفته از فعالیت‌هاى حرام، چون [۵۲] ایجاد بازار سیاه، احتکار … و سایر امورى که در فقه تحت عنوان «مکاسب محرمه» از آن بحث مى‌شود، جلوگیرى می‌کند.[۵۳]

در بینش اسلام، درآمدهاى حاصل از این نوع تولیدات، همگى از مصادیق اکل مال به باطل بوده و مالکیتى از آنها حاصل نمى‌شود.[۵۴]

بدین ترتیب بازار سیاه که در اصطلاح فقهى «احتکار» نام دارد، از امورى است که در اسلام به شدّت از آن نهى شده است.[۵۵] زیرا احتکار از طریق کمبود کاذبِ عرضه پدید مى‌آید و نرخ‌ها به طور ساختگى بالا مى‌رود و از این طریق درآمد سرشارى عاید محتکران و انحصارگرایان اقتصادى مى‌شود.[۵۶]

اسلام با تحریم احتکار یکى دیگر از راه‌هاى تعدیل ثروت را پیموده است و مانع تمرکز ثروت از این راه شده است.[۵۷] حتی رویکرد اسلامی اینگونه است که مردم سرمایه خود را احتکار نکنند، بلکه به وسیله ثروت خود، تولید کار کرده و جوانان بیکار را دعوت به کار و فعالیّت نموده، و گوشه‌اى از مشکلات بیکارى را حل نمایند.[۵۸]

در این زمینه عدّه‌اى خدمت امام صادق علیه‌السلام رسیدند، عرض کردند: یابن رسول اللَّه! به منظور تجارت و فروش کالاهایمان کاروانى تشکیل داده و به همراه دوستان تاجر به سمت کشور مصر حرکت کردیم. قبل از ورود به مصر از مسافرانى که قصد خروج از آن کشور را داشتند در مورد موقعیّت اقتصادى کالاهایى که براى فروش آورده بودیم تحقیق کردیم. متوجّه شدیم که بازار آنجا سخت نیازمند کالاهاى ماست. بدین [۵۹]جهت تمام تجّار کاروان تفاهم کردند که کالاها را به قیمت بالا فروخته، و به کمتر از فلان مقدار سود رضایت ندهیم، و به همین شکل عمل کردیم و سود سرشارى نصیب ما شد. کار ما چه حکمى دارد؟[۶۰]

حضرت فرمود: مرتکب کار حرامى شده‌اید،[۶۱] مسلمان نباید بازار سیاه درست کند. هنگامى که مردم نیازمند کالاى تو هستند نباید آن را به چندین برابر قیمت بفروشى![۶۲]

آری اسلام با تحریم اینگونه فعّالیّت‌ها، از انباشته شدن ثروت‌هاى نامشروع حاصل از بازار سیاه جلوگیرى مى‌کند.[۶۳]البته دولت اسلامى براى پیشگیرى از احتکار و ایجاد بازار سیاه باید از نظارت خود استفاده و با برخورد به هنگام و مناسب، از سودجویى محتکران و ستم به توده مردم پیشگیرى کند.[۶۴]

  • سخن آخر: ( احتکار در جامعه حرام است؛ دولت و قوه قضائیه با محتکران برخورد کنند)

در خاتمه باید گوشزد نمود احتکار در جامعه حرام است، اگر کسی مواد غدایی مورد نیاز مردم را در انبار قفل کند تا گران شود این حرام است[۶۵] لیکن متأسفانه عده‌ای تنها به فکر گروه خویش هستند و تمام منافع را برای خود می‌خواهند و این فرهنگ نازیبا در جامعه وجود دارد.[۶۶]

بی‌شک افزایش قیمت‌ها از طریق ایجاد بازار سیاه و انحصار در دست افراد محدودى در وضعیت فزونى کالا ایجاد شده است؛ لذا شاهدیم گروهى دست به دست هم داده‌اند تا عرضه را به صورت مصنوعى کم کنند و قیمت‌ها را بالا ببرند. در اینجا دولت و قوه قضائیه باید بازار سیاه را بشکنند و از قرار گرفتن کالا در دست گروهى سودطلب جلوگیرى کند تا عرضه به صورت طبیعى درآید و قیمت‌ها تنزل یابد.[۶۷]

به امید روزى که همگان در پى کسب روزى حلال باشند و رباخواران از رباخوارى، کم‌فروشان از کم‌فروشى، سارقان از سرقت، محتکران از احتکار، گرانفروشان از گرانفروشى، قاچاقچیان از قاچاق موادّ مخدّر دست بکشند و همه به رزق و روزى حلال روى آورند.[۶۸]

  • منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مکارم شیرازی

پی نوشت:
[۱] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۴۱٫

[۲] برگزیده تفسیر نمونه ؛ ج ۲ ؛ ص۳۶۹٫

[۳] خطوط اقتصاد اسلامى ؛ ص۱۱۳٫

[۴] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج ۱۱ ؛ ص۵۴٫

[۵] خطوط اقتصاد اسلامى ؛ ص۱۱۳٫

[۶] لسان العرب؛ واژه« حکر».

[۷] المجموع نووى؛ ج ۱۳؛ ص ۴۴٫

[۸] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۳۷۲٫

[۹] صحاح اللغه؛ ریشه« حکر».

[۱۰] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۴۲۹٫

[۱۱] ر. ک: جواهرالکلام؛ ج ۲۲؛ ص ۴۸۲ و ۴۸۳٫

[۱۲] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۴۲۹٫

[۱۳] مکاسب شیخ انصارى؛ج ۴؛ ص ۳۶۲٫

[۱۴] دائره المعارف فقه مقارن، ج ۲، ص ۴۳۰٫

[۱۵] همان.

[۱۶] همان؛ ص۴۳۹٫

[۱۷] همان؛ ص ۴۴۰٫

[۱۸] همان ؛ ص۳۸۶٫

[۱۹] همان ؛ ص۳۷۱٫

[۲۰] ر. ک: نظام اقتصادى اسلام؛ ص ۱۸۶- ۱۸۸٫

[۲۱] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۳۴۲٫

[۲۲] از تو سوال مى کنند(مجموعه سوالات قرآنى از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله) ؛ ص۱۷۴٫

[۲۳] نهج البلاغه؛ ن ۵۳٫

[۲۴] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۳۷۶٫

[۲۵] همان.

[۲۶] همان؛ص۲۷۸٫

[۲۷] بحارالانوار؛ ج ۱۰۰؛ ص ۹۹٫

[۲۸] نهج البلاغه؛ ن ۵۳ .

[۲۹] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۳۸۶٫

[۳۰] همان؛ ص ۳۸۷٫

[۳۱] همان.

[۳۲] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج ۱۱ ؛ ص۵۰٫

[۳۳] همان؛ص۵۱٫

[۳۴] همان.

[۳۵] همان.

[۳۶] همان؛ص ۵۲٫

[۳۷] همان؛ص۵۳٫

[۳۸] همان.

[۳۹] « ضیق» در اینجا به معناى سخت گیرى در معامله است.

[۴۰] « شح» همان گونه که راغب در کتاب مفردات آورده به معناى بخل توأم با حرص است که به صورت عادت در آمده است.

[۴۱] « البیاعات» جمع« بیاعه» بر وزن« زیاره» به معناى متاع است و منظور از« تحکم در بیاعات» تعیین نرخ ظالمانه براى متاع هاست.

[۴۲] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج ۱۱ ؛ ص۵۲٫

[۴۳] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۲۵۱٫

[۴۴] همان؛ ص۳۳۸٫

[۴۵] همان ؛ ص۳۳۰٫

[۴۶] مستدرک الوسائل؛ ج ۱۳؛ ص ۲۷۷؛ ب ۲۲ از ابواب آداب التجاره، و ر. ک: کافى؛ ج ۵؛ ص ۱۶۵٫

[۴۷] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۱۷۲٫

[۴۸] همان؛ ص ۱۷۳٫

[۴۹] همان؛ص۲۰۱٫

[۵۰] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج ۱۳ ؛ ص۳۳۳٫

[۵۱] همان.

[۵۲] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۳۳۴٫

[۵۳] همان؛ ص ۳۳۵٫

[۵۴] همان.

[۵۵] همان ؛ ص۳۰۳٫

[۵۶] همان ؛ ص۴۴۰٫

[۵۷] همان.

[۵۸] قهرمان توحید، شرح و تفسیر آیات مربوط به حضرت ابراهیم (ع) ؛ ص۱۲۱٫

[۵۹] از تو سوال مى کنند(مجموعه سوالات قرآنى از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله) ؛ ص۱۷۶٫

[۶۰] همان ؛ ص۱۷۷٫

[۶۱] بحارالانوار؛ ج ۴۷؛ ص ۵۹؛ ح ۱۱۱٫

[۶۲] از تو سوال مى کنند(مجموعه سوالات قرآنى از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله) ؛ ص۱۷۷٫

[۶۳] همان.

[۶۴] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۳۰۳٫

[۶۵] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه اصفهان؛مدرسه امام سجاد علیه السلام؛ ۲۳/۲/۱۳۹۵٫

[۶۶] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛۲۸/۲/۱۳۹۰٫

[۶۷] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۳۰۲٫

[۶۸] مثالهاى زیباى قرآن ؛ ج ۲ ؛ ص۴۸٫



منبع : همشهری آنلاین

Related posts

فیلم و تصاویر از مسجد کنی تهران

رودکسو

گسترش اوژانس های بیمارستانی از اهداف مهم در بخش درمانی است

رودکسو

انتخاب نماینده اصلح کمک به هموارکردن مسیرتوسعه کردستان است

رودکسو

پیام بگذارید