افغانستان

مشروح سخنرانی سیدحسن نصرالله به مناسبت شب عاشورا


مشروح سخنرانی سیدحسن نصرالله به مناسبت شب عاشورا

به گزارش پیام آفتاب به نقل از شبکه تلویزیونی المنار؛ سید حسن نصر الله در شب دهم محرم در مجتمع سیدالشهدا حاضر شد و در جمع پرشور عزاداران حسینی به سخنرانی پرداخت.

دبیر کل حزب الله لبنان گفت: من از حضور پرشور و مستمر شما طی شب های گذشته در این مجتمع تشکر می کنم و امیدواریم که شاهد حضور بسیار بزرگ حسینی و زینبی شما در روز عاشورا باشیم. فردایی که روز عاشوراست و روز تجدید بیعت با امام حسین و حضرت زینب و حضرت عباس است.

در آغاز سخنرانی لازم می دانم از همه کسانی که طی شب های گذشته برای محافظت از شهرها، روستاها و مناطق مختلف لبنان که در آنها مجالس عزای امام حسین برپا بود زحمت کشیدند تشکر کنم. ما از ارتش، دستگاه های امنیتی دولتی و تمامی برادران و خواهرانی که در نهادهای مرتبط همچون حزب الله و جنبش امل و دیگر نهادها که در این مرحله دشوار مسئولیت حفظ امنیت را بر عهده داشتند تشکر می کنم. همچنین از تمامی کسانی که امسال مجالس عزای امام حسین را برپا و مدیریت کردند تشکر کنم. از همه کسانی که افتخار مشارکت در احیای این روزها و شب ها را داشته اند و بویژه از شما تشکر می کنم و آرزوی قبولی عزاداری های شما را دارم. انشاالله خداوند شما را در دنیا و آخرت روسفید گرداند همچنان که شما روی مولای تان اباعبدالله الحسین را در دنیا سفید کردید.

من امشب می خواهم درباره اوضاع منطقه و اوضاع لبنان صحبت کنم. من در ابتدا از اوضاع منطقه سخن می گویم سپس به اوضاع لبنان خواهم پرداخت و در پایان نیز سخنانی در رابطه با شب دهم محرم و روز عاشورا بیان خواهم کرد. 

سخن خود را از مسائل منطقه آغاز می کنم زیرا آنچه در منطقه می گذرد تاثیر قاطعی بر لبنان دارد. به علت متعدد بودن پرونده های منطقه من درباره بخشی از مسائل منطقه سخن می گویم و سخن از بخش دیگر مسائل منطقه را به فردا واگذار می کنم. درباره مساله مبارزه با دشمن صهیونیست، فلسطین، مقاومت، تهدیدهای اسرائیل، عراق و بحرین فردا سخن می گویم. 

امشب می خواهم بر موضوعات سوریه و یمن تمرکز کنم و پس از آن به اوضاع لبنان خواهم پرداخت. اگر عمری باقی بود فردا درباره سایر مسائل سخن خواهم گفت.

در وهله نخست به اوضاع کنونی منطقه یعنی آن رویدادهایی که طی هفته های گذشته رخ داده است می پردازیم تا بدانیم که چه چیزهایی در اطراف ما در حال رخ دادن است و اینکه اگر لازم باشد موضع مناسبی در خصوص این تحولات اتخاذ کنیم و اقدام مناسب را انجام دهیم.

ابتدا اوضاع کلی حاکم بر منطقه را توضیح می دهیم. بر خلاف وضعیتی که در چند ماه پیش وجود داشت هم اکنون، عرصه منطقه عرصه تنش و تشنج است. از چند ماه پیش وضعیت به گونه ای در آمد که گویی منطقه وارد فرایند حل و فصل سیاسی و راه حل های سیاسی شده است. مثلاً گفتگوهای یمنی که در کویت انجام شد، این تصور را به وجود آورد که ممکن است مشکلات یمن از طریق راه حل سیاسی، حل و فصل و جنگ متوقف شود. دیدارهای بین المللی که در وین و دیگر نقاط انجام شد. گفتگوهای دوجانبه و مستقیمی که میان آمریکایی ها و روس ها انجام شد و طرفین در موارد مشخص به توافق دست پیدا کردند این احساس را القا می کرد که سوریه به سوی راه حل سیاسی معینی پیش می رود. اما در چند ماه گذشته همه این روند سیاسی خوش بینانه پایان یافت. گفتگوهای یمنی در کویت به شکست انجامید. توافق هایی که میان آمریکا و روسیه منعقد شده بود با شانه خالی کردن آمریکایی ها مواجه شد و آمریکایی ها مذاکرات را معلق کردند و تماس سیاسی را کنار گذاشتند و فضای منطقه به فضای تنش و تشنج بازگشت و این تنش در سطوح مختلفی نمایان شد. تنش ها در سوریه بالا گرفت و نبردهای سنگینی در مناطق رخ داد. در یمن نیز دامنه تنش افزایش پیدا کرد و طی روزهای گذشته با کشتار هولناک و وحشیانه ای که سعودی ها در صنعا رقم زدند به اوج خود رسید. (حاضران فریاد مرگ بر آل سعود سر دادند). تنشی جدیدی که میان عراق و ترکیه که در سطح سران و در عرصه میدانی پدید آمد. همچنین آنچه که تحت عنوان تنش میان مصر و سعودی از آن یاد می شود، نشان از افزایش تنش ها در منطقه داشتند. اما مهمترین و خطرناک ترین تنش ایجاد شده تنشی است که میان آمریکا و روسیه در پی مسائل سوریه، اوکراین و سپر موشکی اروپا رخ داده است.

اگر بخواهیم وضعیت منطقه را در برهه کنونی ترسیم کنیم باید عرصه ای مملو از تنش و تشنج ترسیم کنیم. افراد، دیگر با هم گفتگو نمی کنند و معلوم نیست که روند مذاکره باز باشد دیگر چه برسد که انتظار دستیابی به راه حل های سیاسی وجود داشته باشد. 

حال به مساله سوریه بپردازیم. سوریه چند هفته پیش با توجه به توافقی که میان آمریکا و روسیه منعقد شده بود- صرف نظر از اینکه موضع ما در قبال آن چه بود- فرصت توقف نبرد و از سرگیری روند سیاسی برای حل بحران سوریه را داشت. اما چیزی نگذشت که آمریکایی ها از زیربار توافق شانه خالی کردند. زیرا بر اساس مفاد توافق باید جبهه النصره از سایر گروه های مسلح موجود در سوریه متمایز و جدا می شد و مناطق حضور این گروه مشخص می شد و در نتیجه باید مناطق حضور جبهه النصره و گروه داعش به صورت مشترک توسط آمریکا و روسیه مورد هدف قرار می گرفت. همچنین باید یک تصمیم بزرگ برای مبارزه با این دو گروه گرفته می شود و این اقدام به عنوان مقدمه ای برای از سرگیری روند سیاسی در سوریه میان نظام سوریه و سایر گروه های مخالفان سوری بود. آمریکایی ها از زیر بار این توافق شانه خالی کردند و آن را متوقف کردند حتی تماس های سیاسی خود را نیز پایان دادند. علت این امر این بود که آنها پی بردند جداسازی جبهه النصره از سایر گروه های مسلح بویژه در منطقه ادلب و حلب ممکن نیست زیرا رابطه ای که میان جبهه النصره با اغلب گروه های مسلح حاضر در این مناطق وجود دارد رابطه عضویت است. یا اینکه آمریکایی ها پی بردند مشخص کردن جبهه النصره و هدف قرار دادن آن و پایان دادن به آن باعث می شود تمامی گروه های مسلحی که باقی می مانند ضعیف و ناتوان باشند و توان کمک کردن به آمریکا برای تحقق اهدافش  و تحمیل شرایطش در سوریه را نداشته باشند. از این رو آمریکایی ها به توافق پشت کردند. 

روشن است که دولت آمریکا و پیروانش در منطقه – من لفظ همپیمانان منطقه ای را لفظ مناسبی برای این کشورها نمی بینم – به همه انواع حمایت های مالی، لجستیکی، رسانه ای و سیاسی از گروه های مسلح حاضر در سوریه ادامه می دهند تا نبرد ادامه پیدا کند. 

درباره مساله داعش نیز آمریکایی ها یک طرح دارند که به آن می پردازند. هیلاری کلینتون طی روزهای گذشته به روشنی از این طرح سخن گفته است. طرح این است که آمریکایی ها می خواهند نیروهای داعش را در یک منطقه معین از سوریه که منطقه شرقی سوریه باشد جمع کنند. یعنی به دنبال این هستند که نیروهای داعش را در رقه و دیرالزور و مرزهای سوریه با عراق و اردن و در امتداد مرزهای سوریه با عراق جمع کنند و البته آنها را از مناطق کردنشین جدا نگه دارند. نخست اینکه هیلاری کلینتون از این طرح سخن گفته است و دوم اینکه در نبرد فلوجه و در نبرد الانبار، آمریکایی ها راه را بر روی داعشی هایی که در فلوجه و الانبار شکست خورده بودند باز کردند تا به سوریه بروند. فرار داعشی ها از عراق به سوریه جلوی چشم جنگنده ها و نیروی هوایی آمریکا صورت می گرفت. آمریکایی هایی به جای آنکه نیروهای داعش را هدف قرار دهند یا آنها را بازداشت کنند راه را برای آنها برای فرار به سوریه باز کردند و آنها را به سوریه فرستادند. 

این مساله موضوعی است که برادران عراقی باید به آن توجه داشته باشند. هم اکنون نیز که برای عملیات آزادسازی موصل زمینه سازی صورت می گیرد، تلاش هایی برای گشودن راه ها در پیش روی داعش جهت خروج از موصل و رفتن به سوریه و تجمع در منطقه شرقی سوریه، انجام می شود. 

یکی دیگر از نشانه های این امر، این است که آمریکایی ها از نبرد الرقه عقب نشسته اند. آنها دو سال است که می گویند موصل و الرقه باید آزاد شوند اما آنها هم اکنون از نبرد الرقه عقب نشسته اند و بر نبرد موصل متمرکز شده اند. 

یک نشانه دیگر، حملاتی است که نیروی هوایی آمریکا علیه مواضع ارتش سوریه در دیرالزور انجام داده است. این حملات به هیچ وجه اشتباهی نبوده است بلکه یک اقدام عامدانه بوده است. هدف از این حمله، نابودی مواضع ارتش سوریه بود تا از این طریق فرودگاه دیرالزور سقوط کند و پس از آن تمامی شهر دیر الزور به دست نیروهای داعش بیافتد. زیرا آمریکایی ها می خواهند نیروهای داعش بر منطقه رقه، دیرالزور تا مرزهای سوریه (با عراق و اردن) تا سخنه و تا نزدیکی تدمر، مسلط شوند. به زودی به علت این مساله خواهم پرداخت.

باقی ماندن داعش در شمال حلب دیگر برای آمریکا مهم نیست. آمریکا شمال حلب را برای همپیمانان ترکش و گروه های مسلحی که با ارتش ترکیه همکاری می کنند رها کرده است. 

آمریکا به دنبال آن است که نیروهای داعش را از عراق جمع کرده و کاری کند که آنها در منطقه شرقی سوریه تجمع کنند. آمریکا اجازه می دهد در منطقه ادلب و حلب به جبهه النصره -که همان القاعده است و در حوادث یازده سپتامبر نقش داشته و به قول خود آمریکایی ها سه هزار نفر در این حادثه کشته شده اند- کمک مالی و تسلیحاتی صورت گیرد و از این کار حمایت می کند. چرا آمریکا اینقدر نسبت به جبهه النصره و داعش سخاوت به خرج می دهد، زیرا هنوز زمان به کارگیری این گروه ها در سوریه پایان نیافته است. آمریکا در سوریه اهدافی دارد و اسرائیل نیز در سوریه اهدافی دارد و گروه داعش و جبهه النصره- چه خود بدانند یا ندانند- برای تحقق این اهداف به کار گرفته می شوند. همه به خاطر می آورند که وقتی توافق روسیه با آمریکا اعلام شد یا برخی از مفاد آن راجع به اقدام مشترک روسیه و آمریکا برای هدف قرار دادن جبهه النصره و داعش در سوریه علنی شد اولین کسانی که به این مساله اعتراض کردند اسرائیلی ها بودند. آنها صراحتاً گفتند شما آمریکایی ها دارید چکار می کنید. اگر داعش و جبهه النصره در سوریه را هدف قرار دهید به معنای این است که ما را تنها رها کرده اید. یعنی آنها اسرائیل را در منطقه تنها رها کرده اند تا با سوریه، ارتش سوریه، حزب الله و گروه های مقاومت مواجه شود. از این رو اسرائیلی ها اعتراض کردند و تمامی گروه های فشاری که در آمریکا داشتند به کار گرفتند. بنابراین به کارگیری گروه های جبهه النصره و داعش پایان نیافته است و در نتیجه متاسفانه در آینده نزدیک چشم انداز روشنی برای دستیابی به راه حل های سیاسی یا راهکارهای سیاسی وجود ندارد. بلکه آنچه روشن است این است که فضای سوریه در معرض افزایش تنش و تشنج و درگیری است.

در این وضعیت ما باید چه کنیم، باید ثبات به خرج داد، باید در میادین نبرد باقی ماند. 

از همان آغاز حوادث سوریه، آنها بر روی تحقق پیروزی قاطع طی چند هفته حساب کرده بودند اما در این مورد اشتباه کردند. ما هم اکنون در سال ششم هستیم و آنها از سرنگونی سوریه عاجز مانده اند و نتوانستند سوریه را به کنترل خود در آورند. این موفقیت بزرگی برای سران سوریه، ارتش سوریه، نیروهای مردمی سوریه و همپیمانان سوریه است. همپیمانانی که در کنار سوریه قرار گرفتند و به آن کمک کردند و از آن پشتیبانی کردند و به همراه نیروهای مسلح سوریه اجازه ندادند که سوریه به دست این گروه های تکفیری تروریستی که با سفارتخانه ها و دستگاه های اطلاعاتی متعددی دارند بیافتد. باید از این موفقیت محافظت کرد. مسلماً باید تا جایی که می توان برای بهبود بخشیدن به اوضاع میدانی تلاش کرد و همچنین باید برای گشایش افق سیاسی جدیدی از هر طریق ممکن تلاش کرد. 

همه کسانی که از سوریه و محور مقاومت دفاع و مسائل جهان اسلام دفاع می کنند به دنبال راه حل سیاسی هستند و نمی خواهند که شاهد خونریزی بیشتر باشند. چه کسی در راه دستیابی به راه حل های سیاسی و روند سیاسی مانع ایجاد می کند؟ کاملاً مشخص است چه کسانی این کار را می کنند، آمریکا و سعودی و برخی دیگر از کشورهای منطقه این کار را می کنند. این کشورها با فشار بر گروه های مسلح در سوریه، شرط های غیرممکنی می گذارند. بگذارید در این باره از یمن مثال بزنیم. تصور کنید سعودی هرگونه راه حل سیاسی در یمن را به باقی ماندنِ رئیس جمهوری(عبدربه منصور هادی) که مدت ریاست جمهوری اش پایان یافته منوط کرده است رئیس جمهوری که الان غیرقانونی و نامشروع است و این در حالی است که سعودی در سوریه با راه حل سیاسی مخالفت می کند و راه حل سیاسی در سوریه را منوط به برکناری رئیس جمهور منتخب سوریه که توسط مردم انتخاب شده، می کند آن هم رئیس جمهوری که هنوز دوره ریاست جمهوری اش به پایان نرسیده است. حتی بالاتر از این، اگر بشار اسد رئیس جمهور سوریه بپذیرد که در راستای راه حل سیاسی مرحله انتقالی، انتخابات ریاست جمهوری زودهنگام برگزار شود، شما که از دموکراسی و انتخابات و حکومت مردم سخن می گویید و ما نیز در این زمینه شما را تایید می کنیم و به شما می گوییم بیایید تا ملت سوریه را به عنوان داور قرار دهیم و اجازه دهیم آنها دست به انتخاب بزنند و رئیس جمهوری که می خواهند انتخاب کنند، در این صورت چرا با نامزدی بشار اسد در هر گونه انتخابات ریاست جمهوری زودهنگام مخالفت می کنید. آیا شما – منظور سعودی، آمریکا و دار و دسته آنهاست- نمی گویید که رئیس جمهور سوریه محبوبیت مردمی خود را از دست داده است، خوب اگر اینگونه است اجازه دهید در بشار اسد در انتخابات شرکت کند و مردم به او رای ندهند. چرا از انتخابات می ترسید؟ چرا پیش شرط قرار می دهید؟ بنابراین وقتی از دولت انتقالی، آشتی ملی و انتخابات سخن می رود چارچوب راه حل سیاسی روشن است. اما برخی این مسائل را بر نمی تابند زیرا در واقع هیچگاه هدف این ها دموکراسی در سوریه نبوده است، اصلاً خود آنها با دموکراسی بیگانه اند. هیچگاه هدف آنها برگزاری انتخابات در سوریه نبوده است زیرا اساساً خود آنها انتخابات ندارند. هدف آنها این است که به خاطر خوش آمد دوست و همپیمان خود، اسرائیل، سوریه سرنگون شده، ضعیف،چندپاره و تکه تکه شود، زیرا سوریه همیشه حلقه اصلی زنجیره محور مقاومت بوده و خواهد بود. به همین خاطر آنها با هرگونه راه حل سیاسی مخالفت می کنند و به دنبال آن هستند که درگیری ها و خونریزی ها در سوریه ادامه پیدا کند. این همان چیزی است که آمریکا و اسرائیل می خواهند و برخی کشورهای منطقه و حوزه خلیج فارس به این امر کمک می کنند. این کشورها اگر خیر ملت سوریه را می خواهند باید راه حل سیاسی و مرحله انتقالی و انتخابات بدون پیش شرط را بپذیرند. انتخاباتی که در آن هرکس می خواهد نامزد شود و مردم نیز هر آنکه را بخواهند برگزینند. آیا این کارها احترام به اراده ملت سوریه محسوب نمی شود. بنابراین در هر صورت نباید از دستیابی به راه حلی سیاسی مأیوس شویم و باید همگی به تلاش خود ادامه دهیم.

مساله دیگری نیز که به هیچ وجه نباید فراموش شود و نباید بدان بی اعتنایی کرد، مساله اوضاع انسانی در مناطق مختلف سوریه است. چنانچه بتوان در هر شهر یا روستا آشتی برقرار کرد باید این کار را کرد. چنانچه بتوان به هر شهر یا روستا کمک های بشردوستانه رساند باید این کمک ها را انجام داد و در این زمینه به دور از تحولات و حوادثی که در کشور رخ می دهد باید دست به این کارها زد. 

اجازه دهید در برابر شما و در برابر افکار عمومی به درد و رنج مردم در مناطق الفوعه و کفریا بپردازیم، دو منطقه ای که مدت هاست در محاصره قرار دارند و از مشکلات بسیاری همچون کمبود مواد غذایی و بهداشتی و گلوله باران دائمی رنج می برند. من صادقانه به شما می گویم که دولت سوریه همیشه از هرگونه راهکار و راه حل فراگیر در خصوص مساله الفوعه و کفریا و مضایا و الزبدانی استقبال کرده است، اما مانعی که جلوی هر گونه راه حل فراگیر برای پایان دادن مشکلات غیرنظامیان و ساکنان این مناطق است گروه های مسلح و کشورهای حامی آنهاست و گرنه همیشه دولت سوریه از راه حل فراگیر برای پایان دادن به مشکلات این کشورها استقبال می کند. در هر حال ما پایداری مردم و مبارزان قهرمان مناطق الفوعه و کفریا را می ستاییم و به آنها می گوییم هیچ کس شما را فراموش نکرده و فراموش نخواهد کرد.  در پایان باید تاکید کنم که همه ما باید مقاومت و تلاش کنیم که این مساله را به پایانی مطلوب برسانیم.  این مطالبی بود که باید درباره اوضاع سوریه به عرض تان می رساندم اما در پایان بحث سوریه، سخنی نیز با ملت سوریه دارم. 

ما در سال های اخیر در سوریه شاهد نبردی خشن، خونین و وحشیانه بوده ایم که میان اعضای یک گروه واحد که همان گروه القاعده است در گرفته است. جبهه النصره و داعش که از القاعده هستند به کشتار یکدیگر پرداخته اند، حتی اسیران همدیگر را کشته اند. اقدام به تسویه حساب کرده اند، برخی علیه برخی دیگر عملیات انتحاری انجام داده اند. زنان همدیگر را به اسارت گرفته اند. همدیگر را تکفیر کرده اند. خون همدیگر را ریخته اند. خون، مال و ناموس همدیگر را مباح اعلام کرده اند. 

همچنین ما در غوطه شرقی شاهد درگیری خونینی و شدیدی میان گروه جیش الاسلام و دیگر گروه های مسلح بوده ایم. این درگیرها ماه ها به طول انجامید و طی آن صدها تن کشته شدند – برخی می گویند در این درگیری ها هزار نفر کشته شدند برخی دو هزار نفر می گویند ولی ما احتیاط می کنیم و می گوییم صدها تن در اثر این درگیری ها کشته شدند- و هزاران تن دیگر مجروح شدند و خانه های بسیاری ویران شدند و در غوطه شرقی که در دست گروه های مسلح است همچنان چند دستگی وجود دارد. در شمال حلب، در ادلب و لبنان در بلندی های عرسال نیز ما شاهد درگیری میان گروه های مسلح هستیم. هم اکنون در منطقه ادلب و در منطقه حماه یک درگیری خونین و وحشیانه میان گروه احرار الشام و گروه جند الاقصی وجود دارد. بر اثر این درگیری ها صد ها تن کشته و زخمی شده اند. عملیات انتحاری انجام می دهند، روستاها را بمباران می کنند و علیه همدیگر عملیات انجام می دهند. من می خواهم به ملت سوریه بگویم اگر مقاومت رهبری، ارتش و ملت سوریه نبود و سوریه به دست این گروه ها افتاده بود، آینده سوریه برای مدت های بسیار طولانی همین بود یعنی کشت و کشتار میان این گروه ها که نه عقل دارند و نه فرهنگ. گروه هایی که غرق در تکفیر و خونریزی هستند و تعصبات حزبی و گروهی دارند. هیچ ضابطه ای بر رفتار این گروه ها حاکم نیست و هیچ مرجعیتی ندارند که کار خود را برای داوری نزد او ببرند. آنها به این کشور و به این سفارتخانه و به آن نهاد اطلاعاتی خدمت می کنند.

اگر بخواهم نمونه ای به ملت سوریه نشان دهم باید افغانستان را مثال بزنم. شما افغانستان را ببینید، نیروهای مقاومت افغانستان به حق با اشغالگران شوروی به نبرد پرداختند و آنها را شکست دادند اما تفکر القاعده و تفکر وهابیت و تکفیری در میان آنها نفوذ کرد و به محض اینکه شوروی از افغانستان خارج شد نبرد میان گروه های افغانستانی آغاز شد و کشور چند پاره شد. پشتون، ازبک، هزاره و دیگر گروه ها به نبرد با یکدیگر پرداختند و همچنان این درگیری ها ادامه دارد. از سی سال پیش تا کنون افغان ها طعم پیروزی را نچشیده اند. این تفکر تاریک تکفیری، پیروزی افغان ها را به یک جنازه تبدیل کرد و به آنها اجازه نداد که برای پیروزی جشن ها برپا کنند. اگر نظام سوریه نیز سقوط کند اوضاع سوریه نیز بر همین منوال خواهد بود چرا که این تفکر و این فرهنگ بر این گروه ها حاکم است. بنابراین شما انتظار نداشته باشید که با این گروه ها و با این طرز تفکر، امنیت، ثبات، آرامش، دولت، انتخابات، توسعه، آینده، علم زراعت و صنعت و چیز دیگری داشته باشید. از این رو ای ملت سوریه کار به دست شماست و شما می توانید که این درگیری و نبرد را خاتمه دهید. 



منبع : پیام آفتاب

Related posts

مخدوم رهین: اختلافات سیاسی سران حکومت وحدت ملی را شرمنده تاریخ خواهد کرد

رودکسو

هیات افغان حین سخنرانی وزیرداخله پاکستان در مجمع سازمان ملل، تالار را ترک کرد

رودکسو

جاپان ۲۱.۳ میلیون دالر را در بخش اضطراری به افغانستان کمک می کند

رودکسو

پیام بگذارید