آخرین اخبار مذهبی

یک عمر می‌توان سخن از زلف یار گفت



یک عمر می‌توان سخن از زلف یار گفت


دین و اندیشه > دین – ماه محرم که شروع می‌شود، هر کسی ارادت خود را بر سر سفره عاشورا می‌آورد؛ یکی بانی خیر می‌شود و غذای نذری بین مردم پخش می‌کند، دیگری هیئت داری می‌کند، یک نفر هم هنرش را در قالب تابلوی نقاشی عرضه کرده و به این نحو به حضرت سیدالشهدا(ع) عرض ارادت می‌کند و دیگری خطاطی می‌کند.

شاعران هم هنر ادبیات و شعر خود را در این مهمانی ارائه می‌کنند. همه اینها در اثر عشق و ارادت قلبی است و هیچ زور و اجباری در کار نیست. بازتابش را در کوچه‌ها و خیابان‌های شهرها می‌توانیم ببینیم؛ محبتی که امروز از امام‌حسین(ع) در دل‌ها تابیده، با زبان‌های گوناگون قابل بیان است که زبان شعر یکی از غنی ترین‌شان برای عرض ارادت عاشقانه و عارفانه محسوب می‌شود تا شور و شعور حسینی را در دل‌های مردم تازه کند. حجت‌الاسلام جواد محمدزمانی، شاعر عاشورایی و پژوهشگر مراسم آیینی است که باور دارد مفاهیم تازه و نگفته بسیاری برای عرض ارادت به اسرا و شهدای کربلا وجود دارد که هر کسی می‌تواند به زبان شاعرانه خودش آن را ابراز کند: «یک عمر می‌توان سخن از زلف یار گفت/ در بند آن نباش که مضمون نمانده است». این کارشناس حوزه شعر آیینی نکته‌های بسیاری درباره شعر عاشورایی یادآوری می‌کند که خواندن آن خالی از لطف نیست.

  • می‌دانیم که یکی از محورهای اصلی در هیئت‌ها و مجالسی که در‌ماه محرم برگزار می‌شود، شعر است. پرسشی در این زمینه مطرح می‌شود مبنی بر اینکه شعر عاشورایی باید چه شاخصه‌ای داشته باشد که در‌شأن حضرت‌سیدالشهدا(ع) بوده و در عین داشتن جنبه آموزشی، شور و شعور در مردم ایجاد کند؟

برای پرداختن به این پرسش باید در وهله اول بدانیم و توجه داشته باشیم که هیئت‌ها و مراسم عزاداری به‌خصوص وقتی در‌ماه محرم برگزار می‌شود، جلوه‌هایی از دینداری مردم ماست که باید اصالت و آداب ادب ورزی در آن محفوظ بماند. در این میان، شعر عاشورایی بخشی از شعر آئینی ماست؛ اشعاری که در مدح و مرثیه اهل‌بیت علیهم‌السلام سروده می‌شوند. حتی مناجات و ذکر توحیدی در زمره شعر آئینی محسوب می‌شوند. شعر عاشورایی همانطور که از نامش برمی‌آید، مرتبط با موضوع عاشورا بوده و شامل اشعاری است که در مدح حضرت سیدالشهدا(ع) سروده می‌شود. یا مرثیه‌هایی مربوط به اتفاقاتی است که در روز عاشورا به وقوع پیوسته است. این اشعار آموزه‌ها و درس‌هایی از مکتب عاشورا را به مخاطب می‌آموزد ازجمله اینکه روحیه ایمان، استقامت، حق‌طلبی، ایثار و فداکاری، زیر بار ظلم نرفتن، ادب و وفاداری را در افراد تقویت می‌کند.
در عین حال بخشی از شعر عاشورایی به موضوعاتی مانند نوحه‌ها مربوط می‌شود که ازجمله آن می‌توان به منظومه‌هایی مانند منظومه عرفانی عمان سامانی به نام گنجینه اسرار یا کتاب آتشکده نیر تبریزی اشاره کرد. درواقع از قرن سوم هجری تا به حال با دایره وسیعی از شعر عاشورایی مواجه هستیم که از ابعاد گوناگون، این واقعه بزرگ را به تصویر کشیده‌اند.

  • برخی اعتقاد دارند که ورود به حوزه شعر عاشورایی توفیقی است که باید با عنایت و لطف حضرت سیدالشهدا(ع) همراه باشد اما عده‌ای این امر را در نتیجه اراده و خواست فرد می‌دانند و به‌عبارت دیگر باور دارند که این امر، اکتسابی است. نظر شما در این‌باره چیست؟

به‌نظر من توفیق و اکتساب ۲ امر متقابل در سرودن اشعار عاشورایی هستند که هیچ یک، دیگری را نفی نمی‌کند بلکه در خدمت یکدیگر هستند. درواقع وقتی اهل‌بیت علیهم السلام توفیق خدمت به شاعری می‌دهند او باید اراده کند تا به‌طور اکتسابی شعر عاشورایی بسراید. از طرف دیگر وقتی اراده می‌کند در این حوزه خدمت کند باید عنایت و لطف اهل‌بیت علیهم‌السلام شامل حالش شود تا توفیق این امر را داشته باشد.
اما نکته مهم آن است که علاقه و ارادت نسبت به امام‌حسین(ع) تبدیل به بخشی از زندگی ما ایرانی‌ها شده است. همانطور که می‌بینیم در روز عاشورا کمتر جوانی در خانه می‌نشیند و آن روز را مانند روزهای دیگر سپری می‌کند بلکه همه مردم اعم از پیر و جوان احساس تکلیف می‌کنند تا هر کسی در حد توان و استعداد و ظرفیت خودش به نوعی به آن حضرت خدمت کند. شاید این کار به اندازه اقامه نماز برای مردم واجب نباشد، اما هر کسی این امر را بر خودش واجب می‌داند. پس وقتی هر کسی به نوبه‌خودش همت می‌کند تا به امام‌حسین(ع) اظهار ادب و محبت کند، طبیعی است که شاعران هم در این عرصه بیکار نمی‌مانند و با سرودن اشعاری در مدح و منقبت، عشق و علاقه خود را به آن حضرت و یاران باوفای ایشان اظهار می‌کنند.

  • نکته قابل توجه در شعر عاشورایی آن است که می‌دانیم اتفاقات و جریان‌هایی که مربوط به این واقعه مهم می‌شود، در طول حداکثر ۱۰ ساعت از یک روز اتفاق افتاده و اگر بخواهیم حوادث قبل و بعد از این واقعه و مربوط به آن را محسوب کنیم، شاید در طول یک‌ماه این حوادث عملا به‌طور مستقیم به حماسه عاشورا مربوط بوده که در تاریخ برای ما به یادگار مانده‌اند. اما ما شاهد اشعار زیاد و متنوعی در حوزه عاشورا هستیم. می‌خواهیم بدانیم جایگاه نوآوری در شعر عاشورایی کجاست و چرا وقتی این ماجرا را از هر زبانی می‌شنویم، نامکرر است؟

عاشورا به این علت که تجلی حق و حقیقت است حرف‌های بسیاری برای گفتن دارد. همانطور که خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «جاء الحق و زهق‌الباطل» هر وقت حق وارد میدان شود، حتما باطل نابودشدنی است. پس هر چه همراه حق باشد، ماندگار است. از آنجا که عاشورا با فطرت انسانی هماهنگ است، آثاری که در زمینه عاشورا عرضه می‌شود ماندگار خواهد بود؛ چه این آثار در عرصه نقاشی و خطاطی ارائه شود چه شعر و ادبیات. درست است که حوادث عاشورا در طول ۷ تا ۱۰ ساعت اتفاق افتاد اما هر چه شاعران از این واقعه مهم می‌گویند باز هم تمام نمی‌شود و حرف‌های گفتنی بسیاری دارد. درواقع مضامین عاشورایی تمام‌شدنی نیست و حتی شاعر امروز می‌تواند چیزی را خلق کند که از سال ۶۱ هجری که عاشورا به وقوع پیوسته، تا به حال وجود نداشته باشد. همانطور که شاهد بودیم محتشم‌کاشانی سال‌ها پس از واقعه عاشورا ترکیب بندی را با ویژگی‌های تازه خلق کرد که تا آن زمان وجود نداشت.

  • پس شما اعتقاد دارید که نوآوری در زمینه واقعه عاشورا امری بدیهی است و این حادثه را می‌توان به بیان‌های گوناگون و از زوایای مختلف، ترسیم کرد.

همینطور است. نوآوری در عاشورا امری ناممکن نیست. نمی‌توان گفت به صرف اینکه حوادث، شناخته شده و مشخص است، دیگر حرف تازه‌ای برای گفتن وجود ندارد. به‌عنوان مثال درباره زنان حاضر در صحنه عاشورا ازجمله حضرت رباب سلام‌الله‌علیها آنقدر می‌توان مضمون تازه خلق کرد تا الگوی تازه‌ای برای زنان و مادران جامعه امروز ما باشد. هم در قالب و ساختار و هم در معنا هنوز هم می‌توان نوآوری داشت و آن را در قالب الفاظ به مردم ارائه داد و هزار نکته ناگفته در این زمینه وجود دارد.

  • مقام معظم رهبری در دیدارشان با ذاکران و شاعران اهل‌بیت(ع) بر ضرورت کار پژوهشی در حوزه ستایشگری تأکید کردند. به‌نظر شما پژوهش در این حوزه به چه معناست؟ لوازم، شرایط و ضرورت‌های این کار چیست؟حوزه‌های پژوهشی کدامند؟

باید توجه داشته باشیم که این رهنمود بسیار مهم از سوی مقام‌معظم رهبری، نشان‌دهنده یکی از نیازهای اصلی در جامعه است که باید به‌طور جدی به آن پرداخته شود. در عین حال باید دقت داشته باشیم که شاعران ما در عرصه شعر عاشورایی به ۳‌مقوله نیاز دارند: پژوهش، آموزش و آفرینش. به‌عبارت دیگر هم به‌کار پژوهشی قوی نیاز است و هم باید آموزش خوبی به شاعران جوان مان ارائه شود و هم فعالیت آفرینشی داشته باشند. البته پژوهش‌های محدودی در عرصه مداحی و نغمه سرایی ویژه واقعه عاشورا انجام شده و این پژوهش‌ها عموما حول محور شناخت مقاتل، تاریخ شناسی و منابع تاریخی است. درحالی‌که به‌عنوان مثال درباره عزاداری اهل‌بیت علیهم‌السلام پژوهش‌های محدودی صورت گرفته است.

  • نکته دیگری که در زمینه شعر عاشورایی بسیار مهم به‌نظر می‌رسد، آن است که بدانیم چگونه باید شور و شعور را در شعر عاشورایی همراه و هماهنگ کنیم. به‌عبارت دیگر، عده‌ای باور دارند شعر عاشورایی باید سراسر پند و عبرت و حکمت باشد تا مردمی که در هیئت‌ها و مجالس مذهبی آن را می‌شنوند، از آن درس بگیرند. بعضی افراد هم معتقدند که شعر عاشورایی باید مملو از شور باشد تا احساس و عاطفه مخاطب را تحریک کند و هیجان او را برانگیزد. نظر شما در این‌باره چیست؟

جنبه آموزشی در شعر عاشورایی مقوله بسیار مهمی است، همانطور که احساس و عاطفه نقش بسیار مهم و اثرگذاری در آن دارد. نکته مهم این است که توجه داشته باشیم نباید مقوله احساس و عرض‌ارادت را از شعر عاشورایی حذف کنیم؛ به این علت که درباره معصومین علیهم‌السلام سفارش شده که رابطه عاطفی و محبت خود را به ایشان ابراز کنید. خداوند متعال در قرآن کریم در این زمینه می‌فرماید: «قل لاأسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی» یعنی بگو من به ازای رسالتم مزدی از شما نمی‌خواهم غیر از مودت نزدیکانم. باید بدانیم که مودت، مرتبه برونی محبت است. گاهی محبت در قلب انسان است و نمی‌تواند محبت خود را ابراز کند اما وقتی ابراز شد به مودت تبدیل می‌شود. پس در قرآن‌کریم تأکید شده که نسبت به اهل‌بیت علیهم‌السلام محبت داشته باشید و محبت‌تان را ابراز کنید.

  • آیا می‌توان گفت همین ابراز احساسات همراه با شعور دینی است که عاشورا را در طول قرن‌ها زنده نگه‌داشته است؟

همینطور است. عواطف و احساسات باعث ماندگاری عاشورا و‌ ماه محرم شده است. اگر عاشورا یک همایش سیاسی بود و قرار بود هر سال در یک شهر و حتی همه شهرهای کشورمان برگزار شود، حتما تأثیرگذاری آن در میان مردم ایران تا این اندازه نبود. اگر عنصر عاطفه و ابراز محبت نبود، عاشورا این اندازه مهم و جلوه‌گر و مؤثر نبود. حتی سفارش شده این را ترک نکنید. این مقوله‌ای است که در شعر عاشورایی هم باید وجود داشته باشد. در عین حال روحیه عزت‌طلبی باید در شعر عاشورایی وجود داشته باشد. همچنین عنصر عقل و منطق باید در آن موج بزند و هدف از عاشورا در شعر مشخص باشد تا برای مردم یادآوری شود.

  • محبت کافی نیست، ولایت لازم است

مقام معظم رهبری در دیدارشان با ذاکران و شاعران اهل بیت(ع) بر ضرورت کار پژوهشی در حوزه ستایشگری تاکید کردند. برای آشنایی بیشتر با تکلیف شاعران و مدیحه سرایان در ماه محرم، بخش‌هایی از بیانات رهبر معظم انقلاب را مرور می کنیم:
این پدیده مداحی و نغمه‌سرایی در باب مدح و مصیبت و مرثیه و ذکر و امثال اینها هم یکی از اختصاصات است؛ این هم جای دیگری نیست و به این شکل وجود ندارد؛ به این عمومیت و به این وسعت – چه وسعت از لحاظ کمیت، چه وسعت از لحاظ معانی و مفاهیم و مانند اینها- نیست. این پدیده درخور کار علمی است؛ یعنی واقعا جا دارد دانشجویان ما، اساتید ما، محققین ما بنشینند و روی این پدیده فکر کنند، کار کنند؛ هم تفسیر و تحلیل کنند، هم راه‌های علمی گسترش این را به ما نشان بدهند و یاد بدهند. ما در واقع دست‌کم گرفتیم این پدیده را؛ خیلی پدیده مهمی است.

وقتی‌که شما مقامات معنوی را می‌خوانید، دل انسان روشن می‌شود، حالت حضوری پیدا می‌کند، حالت خضوعی پیدا می‌کند، این خیلی خوب است، اینها به جای خود محفوظ و لازم است لکن کافی نیست. حالا که حالت حضور پیدا شد، حالا که دلتان روشن شد، باید درس بگیریم؛ درس در این جملات کاربردی است؛ یعنی بایستی کوشش بشود در هر منبری – چه در فاطمیه، چه در عاشورا، چه در اوقات دیگر- درس از ائمه (علیهم‌السلام)، درس انسان شدن، درس کامل شدن، درس تقرب الی‌الله گنجانده بشود. ما باید درس بگیریم، یاد بگیریم. صرف محبت کافی نیست. البته محبت کارساز است اما کافی نیست، ولایت لازم است. ولایت یعنی تولی کردن، دنباله‌روی کردن، دست به دامن اینها زدن؛ راهی را که اینها رفته‌اند انسان آن راه را برود؛ این لازم است.

  • پیام رسانی عاشورا

با عاطفه، عقل و عزتمندی
یکی از ابعاد جدانشدنی شعر عاشورا، شور و حماسه است. حتما شما هم تأیید می‌کنید که به‌عنوان مخاطب در هیئت‌ها و مجالس مذهبی وقتی شعری را از زبان شاعر، سخنران یا مداح می‌شنوید دوست دارید هم نکاتی را یاد بگیرید و ارزش‌های انسانی برای شما یادآوری شود و هم مایلید که به عاطفه و احساسات‌تان بپردازد. در این میان نظراتی برای حذف هیجان و شور از شعرهای آئینی و عاشورایی داده شده است. حجت‌الاسلام جواد محمدزمانی به نمونه‌ای از این اتفاقات اشاره می‌کند و می‌گوید: «در دوران امام‌خمینی‌(ره) بود که عده‌ای از به‌ظاهر روشنفکران می‌گفتند که باید عواطف را از حادثه عاشورا حذف کنیم و فقط اجتماع داشته باشیم. حتی می‌خواستند بیانیه صادر کنند و ‌ماه محرم را در قالب نمایشی برگزار کنند. همان زمان بود که امام‌خمینی(ره) فورا اعلام کردند که عزاداری سنتی باید احیا شود و همین اتفاق هم افتاد. این نکته از سوی رهبر کبیر انقلاب اسلامی مشخص می‌کند که عواطف و احساسات و شور لازمه عاشوراست. همانطور که امام‌حسین(ع)، هم بر جنبه‌های عاطفی تأکید داشتند و صورت به‌صورت پسر خود، حضرت‌علی اکبر علیه‌السلام، گذاشتند و هم بر جنبه‌های معرفتی».

البته حجت‌الاسلام محمدزمانی تأکید می‌کند که احیای روحیه عزت‌طلبی و حق‌جویی یکی دیگر از ابعاد عاشوراست که باید از طریق اشعار این روحیه را در مردم تقویت کرد: «در واقعه عاشورا می‌خوانیم که رجزهای حماسی توسط یاران امام‌حسین علیه‌السلام سروده شد. پس ما هم باید حماسه عاشورایی را زنده کنیم تا مردم با درک این مفاهیم، در برابر دشمن بایستند؛ همانطور که شعار هیهات من الذله چنین مفهومی را می‌رساند و روحیه عزتمندی و حق‌طلبی را در قالب حماسه برای ما زنده می‌کند».

این شاعر و کارشناس شعر عاشورایی در ادامه تأکید می‌کند: «باید هدف از قیام حسینی را بدانیم و این نکته باید در شعر عاشورایی بیان شود چون وقتی مردم در‌ ماه محرم در هیئت‌ها حاضر می‌شوند می‌خواهند بدانند چرا امام‌حسین(ع) قیام کرد. پس در عین یادآوری آموزه‌هایی مانند شجاعت و دلاوری، باید عنصر عقلانیت و منطق هم در این مطالب ارائه شود تا معرفت حقیقی نسبت به این حادثه مهم ایجاد شود».

  • طوفان واژه‌ها

سیدحمیدرضا برقعی
با اشک‌هاش دفتر خود را نمور کرد
در خود تمام مرثیه‌ها را مرور کرد
ذهنش ز روضه‌های مجسم عبور کرد
شاعر بساط سینه‌زدن را که جور کرد
احساس کرد از همه عالم جدا شده‌ست
در بیت‌هاش مجلس ماتم به پا شده‌ست
در اوج روضه ،خوب دلش را که غم گرفت
وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت
وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت
مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت
باز این چه شورش است که در جان واژه‌هاست
شاعر شکست‌خورده طوفان واژه‌هاست
بی‌اختیار شد قلمش را رها گذاشت
دستی ز غیب، قافیه را کربلا گذاشت
یک بیت بعد، واژه‌‌ لب‌تشنه را گذاشت
تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت
حس کرد پا‌به‌پاش جهان گریه می‌کند
دارد غروب فرشچیان گریه می‌کند
با این زبان چگونه بگویم چه‌ها کشید
بر روی خاک و خون بدنی را رها کشید
او را چنان فنای خدا بی‌ریا کشید
حتی براش جای کفن، بوریا کشید
در خون کشید قافیه‌ها را، حروف را
از بس که گریه کرد تمام لهوف را
اما در اوج روضه کم آورد و رنگ باخت
بالا گرفت کار و سپس آسمان گداخت
این بند را جدای همه روی نیزه ساخت
«خورشید سر‌بریده غروبی نمی‌شناخت
بر اوج نیزه گرم طلوعی دوباره بود»
اوکهکشان روشن هفده ستاره بود
خون جای واژه بر لبش آورد و بعد از آن…
پیشانی‌اش پر از عرق سرد و بعد از آن…
خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن…
شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن…
در خلسه‌ای عمیق خودش بود و هیچ‌کس
شاعر کنار دفترش افتاد از نفس…

 

سعید بیابانکی
پیچیده در این دشت عجب بوی عجیبی
بوی خوشی از نافه‌ آهوی نجیبی
یا قافله‌ای رد شده، بارش همه گلبرگ
جامانده از آن قافله عطر گل سیبی
یک شمه شمیم خوش فردوس… نه، پس چیست؟
پس چیست؟ عجب بوی خداوند‌فریبی!
کی لایق بوی خوشی از کوی بهشت است
جانی که از این عطر، نبرده‌ست نصیبی
این گل، گل صدبرگ نه، هفتادودو برگ است
لب‌تشنه و تنهاست چه مضمون غریبی
با خط چلیپای پر از خون بنویسید
رفته‌ست مسیحایی بالای صلیبی
پیران همه رفتند، جوانان همه رفتند
جز تشنگی انگار نمانده‌ست حبیبی
گاهی سر نی بود و زمانی ته گودال
طی کرد گل من چه فرازی چه نشیبی…



منبع : همشهری آنلاین

Related posts

کاخ تاریخی باغچه جوق تعیین حریم شد

رودکسو

تدوین ۱۲۰طرح از سوی دولت در راستای رونق تولید و اقتصاد

رودکسو

تظاهرات در پایتخت لهستان | تضاد با اتحادیه اروپا

رودکسو

پیام بگذارید